پرش به محتوا

جنوب جهانی

از ویکی عهد

جنوب جهانی (Global South) اصطلاحی است که در دهه‌های اخیر برای توصیف کشورهایی با تاریخچه‌های مشترک استعماری، چالش‌های توسعه‌ی مشابه، و دیدگاه‌های همسو در عرصه بین‌المللی به کار گرفته شده است . این مفهوم که جایگزینی برای اصطلاحات قدیمی‌تری چون «جهان سوم» محسوب می‌شود، بر پویایی‌های ژئوپلیتیک جدید و تلاش این کشورها برای بازتعریف نظم جهانی تمرکز دارد. در این میان، تحولات مرتبط با فلسطین و کنشگری فعال جمهوری اسلامی ایران، نقشی کلیدی در شکل‌دهی به هویت و دستور کار جنوب جهانی ایفا کرده‌اند.

ریشه‌ها و تعریف جنوب جهانی

استفاده معاصر از اصطلاح جنوب جهانی به اواخر دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد . با این حال، ریشه‌های سیاسی آن را می‌توان در کنفرانس باندونگ در سال ۱۹۵۵ جستجو کرد، جایی که کشورهای آسیایی و آفریقایی تازه استقلال‌یافته به‌عنوان نیرویی جمعی در سیاست جهانی ظهور کردند. این جنبش با تأسیس جنبش عدم تعهد در سال ۱۹۶۱ و گروه ۷۷ در سال ۱۹۶۴ تداوم یافت و بستری برای همکاری کشورهای در حال توسعه (معروف به همکاری جنوب-جنوب) فراهم آورد .

جنوب جهانی صرفاً یک مفهوم جغرافیایی نیست؛ زیرا بسیاری از کشورهای این گروه در نیمکره شمالی (مانند هند و چین) قرار دارند . این اصطلاح بیشتر بر اشتراکات سیاسی و اقتصادی دلالت دارد: تجربه مشترک استعمار، تلاش برای توسعه و صنعتی‌شدن، و احساس نادیده گرفته شدن در نظام‌های حکمرانی جهانی که به نفع کشورهای شمال (عمدتاً آمریکای شمالی و اروپا) طراحی شده‌اند . افزایش چشمگیر سهم این کشورها در تولید ناخالص جهانی و رشد همکاری‌های چندجانبه در چارچوب نهادهایی مانند بریکس، بر اهمیت روزافزون این بلوک در صحنه بین‌المللی صحه می‌گذارد.

در ادامه بحث درباره جنوب جهانی و نقش کلیدی فلسطین و ایران، به پرسش شما درباره **نقش منفی آمریکا و اروپا در وضعیت فعلی جهان و جنوب جهانی** می‌پردازم. این نقش را می‌توان در چند محور اساسی تحلیل کرد که ریشه در تاریخ استعمار، سیاست‌های معاصر و استانداردهای دوگانه در نظام بین‌الملل دارد.

نقش غرب در آشفتگی جهان و ایجاد جنوب جهانی

وضعیت فعلی جهان، ریشه در تداوم رویکردهای استعماری و استثماری در قالبی نوین دارد. استاندارد دوگانه در قبال مسائلی مانند حقوق بشر و جنگ‌ها، مداخلات نظامی، و تلاش برای حفظ هژمونی اقتصادی، بی اعتباری اخلاقی غرب را نزد افکار عمومی جهان و به ویژه جنوب جهانی به شدت افزایش داده است. این شکاف فزاینده، موتور محرکه اصلی برای حرکت به سمت جهانی چندقطبی است که در آن کشورهای جنوب جهانی به دنبال ایفای نقشی تعیین‌کننده و عادلانه‌تر هستند.

دخالت غرب در سایر کشورها

در حالی که غرب خود را مهد آزادی و حقوق بشر معرفی می‌کند، تاریخ و عملکرد کنونی آن سرشار از نمونه‌هایی است که در تضاد کامل با این ارزش‌ها قرار دارد. ساموئل هانتینگتون به خوبی این واقعیت را خلاصه می‌کند: "غرب با برتری ایده‌ها یا دین خود جهان را فتح نکرد، بلکه از طریق برتری در کاربرد خشونت سازمان‌یافته این کار را انجام داد. غربی‌ها اغلب این واقعیت را فراموش می‌کنند؛ اما غیرغربی‌ها هرگز آن را فراموش نمی‌کنند."

*   میراث استعماری: کشورهای اروپایی مانند انگلیس و فرانسه قرن‌ها مستعمرات خود در هند، آفریقا و آسیا را به شکلی وحشیانه بهره‌کشی کردند و مردم این سرزمین‌ها برای رهایی مجبور به مبارزه مسلحانه شدند .

*   مداخلات نظامی و کودتاها: آمریکا با حمایت از کودتاها در سراسر آمریکای لاتین (در چارچوب عملیاتی مانند "کندور") و مداخلات نظامی گسترده از ویتنام تا عراق، نقش کلیدی در سرنگونی دولت‌های منتخب و ایجاد بی‌ثباتی داشته است .

استاندارد دوگانه و ریاکاری در قبال جنوب جهانی

شاید بزرگترین عامل بی‌اعتمادی جنوب جهانی به غرب، استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی آن باشد. بحران‌های اخیر جهانی این شکاف را بیش از پیش آشکار کرده است :

*   جنگ غزه: رفتار غرب در قبال جنگ غزه به عنوان یک "آینه بحرانی" عمل کرده است. جنوب جهانی به وضوح شاهد نادیده گرفته شدن حقوق بین‌الملل و جان غیرنظامیان فلسطینی در سایه حمایت‌های بی‌دریغ آمریکا و اروپا از جنایات جنگی و حملات خونبار اسرائیل است. اقدامی مانند شکایت آفریقای جنوبی علیه جنایات اسرائیل به جرم نسل‌کشی در دیوان بین‌المللی دادگستری، که با استقبال گسترده جنوب جهانی مواجه شد، نمادی از این واکنش به استاندارد دوگانه غرب است.

*   بحران اوکراین: از آغاز در حالی که غرب و آمریکا برای جنگ اوکراین بسیج شده است، بسیاری از کشورهای جنوب جهانی از پیوستن به ائتلاف غربی ضد روسی سرباز زدند و این را نشانه‌ای دیگر از تمرکز غرب بر منافع خود و بی‌تفاوتی نسبت به بحران‌های دیگر نقاط جهان می‌دانند.

*   نظام مالی بین‌المللی: نهادهای مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی که تحت سلطه غرب اداره می‌شوند، به دلیل اعمال سیاست‌های ناعادلانه و تشدید نابرابری‌ها در کشورهای در حال توسعه به شدت مورد انتقاد هستند.

غرب به عنوان "نیروی منفی" حتی از نگاه متحدانش

افکار عمومی در خود کشورهای غربی نیز نگاه بسیار منفی به نقش آمریکا دارند. نظرسنجی‌های متعدد نشان می‌دهد که بخش بزرگی از مردم متحدان اصلی آمریکا در اروپا، این کشور را "نیروی منفی" در جهان و "متحدی غیرقابل اعتماد" می‌دانند که دائما به مشکلات جهان می‌افزاید. این واقعیت ناشی از تصمیمات یکجانبه، خروج از توافق‌های بین‌المللی، و تنش‌های تجاری و سیاسی است.

*   افزایش بی‌اعتمادی: نظرسنجی‌ها در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که در کشورهایی مانند دانمارک، فرانسه و آلمان، درصد بسیار بالایی از مردم (در دانمارک تا ۸۴٪) دیدگاهی منفی نسبت به آمریکا دارند و خواهان فاصله گرفتن اروپا از واشنگتن هستند.

*   خودبرتری‌بینی غرب: "یورگن اوسترهامل"، تاریخ‌نگار آلمانی، معتقد است که در هسته مفهوم "غرب"، ایده "خودبرتری" و نژادپرستی نهفته که همواره غیرغربی‌ها را پست‌تر ارزیابی می‌کند. به همین دلیل، جنوب جهانی به غرب به عنوان "مفهومی منفی و گناهکار" می‌نگرد .

واگرایی جنوب جهانی و پاسخ به سلطه‌گری غرب

در واکنش به این نقش منفی، جنوب جهانی در حال سازماندهی مجدد خود برای ایجاد نظمی چندقطبی و عادلانه‌تر است .

*   ائتلاف‌های جدید: گروه‌هایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای که آشکارا در برابر سلطه‌گری غرب شکل گرفته‌اند، وزن سیاسی و اقتصادی فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند. این نهادها به دنبال جایگزینی برای سازوکارهای مالی و سیاسی تحت سلطه غرب هستند.

*   دفاع از منافع ملی: کشورهای جنوب جهانی امروز واقع‌گرایانه‌تر از گذشته به دنبال منافع ملی خود هستند و با بازیگری هوشمندانه میان قدرت‌ها، سهم بیشتری از قدرت جهانی را طلب می‌کنند .

تأثیر فلسطین بر وحدت و کنشگری جنوب جهانی

مسئله فلسطین به نمادی قدرتمند از مبارزه با بی‌عدالتی و استانداردهای دوگانه در نظام بین‌الملل تبدیل شده و نقشی اساسی در بیداری و همگرایی جنوب جهانی ایفا کرده است . جنگ غزه که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، به عنوان یک "آینه بحرانی" عمل کرد و شکست اخلاقی عمیق جامعه بین‌المللی و انفعال یا همدستی قدرت‌های غربی را در معرض دید همگان قرار داد .

این رویداد، کشورهای جنوب جهانی را به کنشگری جمعی واداشت. برجسته‌ترین نمونه این کنش‌ها، شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) در دسامبر ۲۰۲۳ بود که در آن جنایت نسل‌کشی در غزه مطرح شد . آفریقای جنوبی با استفاده از سرمایه‌ی اخلاقی خود به عنوان کشوری که از آپارتاید عبور کرده، عملاً رهبری تلاش‌ها برای پاسخگو کردن قدرت‌ها در برابر جنایات علیه بشریت را بر عهده گرفت . متعاقباً، حداقل دوازده کشور دیگر از جنوب جهانی برای پیوستن به این پرونده اعلام آمادگی کردند .

علاوه بر اقدامات حقوقی، تأثیر جنگ در غزه بر افکار عمومی و سیاست بین‌الملل، منجر به تغییراتی در مواضع برخی کشورها شد. بسیاری از کشورها روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل را متوقف یا کند کردند و ابتکارات اقتصادی منطقه‌ای مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) تحت تأثیر تنش‌های ناشی از جنگ قرار گرفت . همچنین، تشکیل گروه‌هایی مانند "گروه لاهه" توسط کشورهای جنوب جهانی، نشان‌دهنده عزمی جدی برای حمایت از فلسطین و تلاش برای پایان دادن به اشغال‌گری از طریق سازوکارهای بین‌المللی بود . گسترش جنبش‌های تحریم (BDS) در سراسر جهان نیز نشان از قدرت بسیج‌گری جنوب جهانی در حمایت از آرمان فلسطین دارد .

فلسطین به نمادی از "مقاومت در برابر ریاکاری غرب و نظام کهنه استعماری" تبدیل شده است . جنوب جهانی، با به چالش کشیدن مصونیت تلقی‌شدن اسرائیل، خواستار اصلاح نظام قضایی بین‌المللی و گذار از "عدالت پیروزمندان" به "عدالت قربانیان" است .

نقش و رویکرد ایران در پویایی جنوب جهانی

جمهوری اسلامی ایران خود را به عنوان عضوی فعال و تأثیرگذار در جنوب جهانی تعریف کرده و رویکردی راهبردی برای تعمیق روابط با این کشورها در پیش گرفته است. این رویکرد که با شعار "نه شرقی، نه غربی" انقلاب اسلامی نیز همخوانی دارد، بر ساختن نظم جهانی چندقطبی و عاری از سلطه غرب تأکید می‌کند.

پیگیری چندجانبه‌گرایی و عضویت در نهادهای بین‌المللی

تهران به‌طور جدی به دنبال استفاده از ظرفیت سازمان‌های بین‌المللی همسو با جنوب جهانی است. عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای (SCO) و گروه بریکس (BRICS) نقطه عطفی در این مسیر محسوب می‌شود . مقامات ایرانی این نهادها را "فرصتی بی‌نظیر" برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی و تقویت همکاری‌های چندجانبه می‌دانند و تأکید می‌کنند که این رویکرد فراتر از بخش خصوصی و شامل نهادهای دولتی نیز می‌شود . حضور در این پیمان‌ها، بخشی از استراتژی "نگاه به شرق" و "نگاه به جنوب" ایران در پاسخ به فشارها و تحریم‌های غربی است .

دیپلماسی مبتنی بر آرمان‌های مشترک

ایران رویکرد خود را در قبال جنوب جهانی، فراتر از منافع مادی و بر پایه اصولی چون "کرامت انسانی"، "حاکمیت ملت‌ها" و "مبارزه با ظلم" تعریف می‌کند . نمونه بارز این رویکرد، تلاش برای احیای روابط با سودان است. تهران پس از سال‌ها قطع رابطه ناشی از فشارهای خارجی، در اکتبر ۲۰۲۳ روابط دیپلماتیک خود با خارطوم را از سر گرفت . تحلیلگران این اقدام را نه صرفاً یک تبادل دیپلماتیک معمولی، بلکه نمادی از "بیداری سیاسی و تمدنی جنوب جهانی در برابر نظام سلطه" و بازگشت ایران به "ریشه‌های تاریخی و تمدنی خود" ارزیابی می‌کنند . ایران در بحران سودان، خود را مدافع تمامیت ارضی و مخالف خشونت علیه غیرنظامیان معرفی کرده و آن را ادامه سیاست اصولی خود در قبال بحران‌های منطقه (مانند سوریه، یمن و فلسطین) می‌داند.

همکاری اقتصادی برای عبور از تحریم‌ها

جنبه اقتصادی برای ایران در تعامل با جنوب جهانی حیاتی است. این کشور در پی استفاده از توافق‌های پایاپای و تجارت با ارزهای محلی برای دور زدن تحریم‌های آمریکا و کاهش انزوای اقتصادی خود است . با وجود آنکه کارشناسان معتقدند این توافقات در مقیاس کوچک قادر به حل تمام مشکلات ساختاری اقتصاد ایران (مانند نیاز به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی) نیست، اما همچنان به عنوان یک راهبرد کلیدی دنبال می‌شود .

میانجی‌گری چین و عادی‌سازی روابط با عربستان

یکی از موفقیت‌های بزرگ دیپلماسی ایران در چارچوب جنوب جهانی، توافق برای از سرگیری روابط با عربستان سعودی در مارس ۲۰۲۳ بود که با میانجی‌گری چین به دست آمد. این رویداد از منظر ایران، "اوج موفقیت در روابط با جنوب جهانی" و نشانه‌ای از ظهور "نظمی جایگزین" بود؛ نظمی که در آن قدرت‌های غربی نقشی نداشتند و همکاری جنوب-جنوب تقویت می‌شد . این توافق نه تنها تنش‌های منطقه‌ای را کاهش داد، بلکه الگویی برای حل و فصل مناقشات توسط بازیگران جنوب جهانی ارائه کرد.

همکاری های ایران، چین و روسیه در سال‌های اخیر به یکی از محورهای اصلی تحول در نظم بین‌المللی و شکل‌دهی به بلوک جنوب جهانی تبدیل شده است. این همکاری‌ها که در قالب نهادهای چندجانبه، پروژه‌های زیرساختی و رزمایش‌های نظامی دنبال می‌شود، پاسخی به سلطه‌گری غرب و تلاشی برای ایجاد نظمی چندقطبی محسوب می‌شود. در ادامه، ابعاد مختلف این همکاری‌ها را بررسی می‌کنیم.

همکاری‌های امنیتی و نظامی: رزمایش‌های مشترک

*   رزمایش "کمربند امنیت دریایی ۲۰۲۶" (Maritime Security Belt 2026): این رزمایش در فوریه ۲۰۲۶ به میزبانی ایران در تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های استراتژیک جهان، برگزار شد . نیروهای دریایی روسیه، چین و ایران در این مانور شرکت کردند.

*   رزمایش "اراده برای صلح ۲۰۲۶" (Will for Peace 2026): در ژانویه ۲۰۲۶، نخستین رزمایش دریایی بریکس در اقیانوس اطلس جنوبی برگزار شد که در آن روسیه، چین، ایران، امارات و آفریقای جنوبی شرکت داشتند .

نیکلای پاتروشف، دستیار رئیس‌جمهور روسیه، هدف از این رزمایش‌ها را "حفاظت از مسیرهای تجاری در برابر دزدی دریایی غربی" و تلاش برای "ساخت نظم جهانی چندقطبی در اقیانوس‌ها" در پاسخ به هژمونی غرب اعلام کرد .

برگزاری این رزمایش‌ها با واکنش منفی ایالات متحده مواجه شده است. سفارت آمریکا در آفریقای جنوبی، مشارکت ایران در این مانورها را "تضعیف کننده امنیت دریایی" خواند . این موضوع نشان‌دهنده حساسیت بالای همکاری‌های نظامی سه کشور در محاسبات قدرت‌های غربی است.