محمود عباس
در پاسخ به درخواست شما برای نگارش یک مقاله ویکیپدیا در مورد محمود عباس، مقالهای بر اساس منابع موجود تهیه شده است که به جنبههای مورد اشاره یعنی همکاری امنیتی با اسرائیل و موضوع مشروعیت دموکراتیک میپردازد.
> ⚠️ **توجه**: این مقاله بر اساس محتوای مقالات خبری و تحلیلی موجود در وب تدوین شده است. یک مدخل استاندارد ویکیپدیا نیازمند منابع گستردهتر و گوناگونتری است، اما تلاش شده تا دیدگاههای مطرح شده در منابع ارائهشده، پوشش داده شود.
---
- محمود عباس: رهبری در گذار از سازش تا بحران مشروعیت
- محمود عباس** (زاده ۱۹۳۵) ملقب به **ابومازن**، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و رئیس جنبش فتح است. او که از معماران ارشد توافقنامههای اسلو در دهه ۱۹۹۰ میلادی بود، پس از درگذشت یاسر عرفات در سال ۲۰۰۴ به عنوان رهبر تشکیلات خودگردان منصوب شد و در سال ۲۰۰۵ در انتخاباتی که به عنوان آخرین انتخابات سراسری فلسطینیان برگزار شد، به پیروزی رسید. دوران طولانی ریاست او، با انتقادهای شدیدی از سوی طیفهای مختلف فلسطینی و ناظران بینالمللی به دلیل **همکاری امنیتی با اسرائیل**، **اقتدارگرایی** و **عدم برگزاری انتخابات** همراه بوده است.
- پیشینه و صعود به قدرت
عباس یکی از اعضای مؤسس جنبش فتح بود و برای دههها در سایه عرفات فعالیت میکرد. نقش برجسته او در صحنه بینالمللی، به ویژه به عنوان معمار اصلی توافقنامه اسلو در سال ۱۹۹۳، او را به چهرهای کلیدی در روند صلح تبدیل کرد. این توافقنامهها که با نظارت ایالات متحده در واشنگتن امضا شد، زمینهساز ایجاد تشکیلات خودگردان فلسطین و به رسمیت شناختن متقابل بین سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) و اسرائیل بود .
پس از مرگ عرفات در نوامبر ۲۰۰۴، عباس به عنوان نامزد مورد حمایت نخبگان فتح و غرب، در انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان در ژانویه ۲۰۰۵ شرکت کرد و با کسب اکثریت آرا به پیروزی رسید. این انتخابات، آخرین باری بود که فلسطینیان برای انتخاب رئیس تشکیلات خودگردان پای صندوقهای رأی رفتند .
- همکاری امنیتی با اسرائیل: "دست در دست اشغالگر"
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای حکومت عباس، تداوم و تقویت **همکاریهای امنیتی** با دستگاههای امنیتی اسرائیل بوده است. این همکاری که ریشه در توافقهای اسلو دارد، شامل تبادل اطلاعات و هماهنگی برای مهار گروههای مسلح مخالف اسرائیل، به ویژه حماس و جهاد اسلامی، در کرانه باختری میشود .
عباس همواره از این همکاری به عنوان یک ضرورت عملی و در راستای منافع فلسطین دفاع کرده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۴ و در جریان ربوده شدن سه نوجوان اسرائیلی در کرانه باختری، عباس همکاری نیروهای امنیتی فلسطین در جستجو را تأیید کرد و گفت که هدف از این همکاری جلوگیری از یک قیام (انتفاضه) دیگر است که به گفته او "ما را نابود خواهد کرد" .
با این حال، این سیاست از نگاه بسیاری از فلسطینیان و منتقدان، **تشکیلات خودگردان را به "پیمانکار فرعی اشغالگری"** تبدیل کرده است. عبدالجواد عمر، استاد دانشگاه بیرزیت، معتقد است که تشکیلات خودگردان "دست در دست اشغالگر اسرائیلی گذاشته" تا جایی که اسرائیل خود به تضعیف روزافزون آن کمک میکند . این همکاری، به ویژه در شرایطی که شهرکسازی اسرائیل در کرانه باختری با شتاب ادامه دارد و الحاق بخشهایی از این سرزمین توسط وزرای تندروی اسرائیلی مانند بزالل اسموتریچ به طور جدی دنبال میشود، برای منتقدان به معنای مشارکت در سرکوب مقاومت در برابر اشغالگری است که خود تشکیلات را تضعیف میکند .
- بحران مشروعیت دموکراتیک و حکومت اقتدارگرا
وعده عباس برای ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی در سایه بحران عمیق **مشروعیت** سیاسی او قرار گرفته است. دوره ریاست او که چهار ساله بود، بیش از دو دهه ادامه یافته و در این مدت هیچ انتخابات ریاستی یا پارلمانی دیگری برگزار نشده است. آخرین انتخابات پارلمانی در سال ۲۰۰۶ برگزار شد که با پیروزی حماس و به دنبال آن درگیریهای خونین و شکاف سیاسی و جغرافیایی میان کرانه باختری و نوار غزه (تحت کنترل حماس از ۲۰۰۷) همراه بود .
پس از آن، عباس عملاً قدرت را در کرانه باختری متمرکز کرد و منتقدانش او را به **اقتدارگرایی** و سرکوب مخالفان متهم میکنند. نظرسنجیهای مستقل، مانند نظرسنجی مرکز فلسطینی برای پژوهشهای سیاست و نظرسنجی (PCPSR) به رهبری خلیل الشقاقی، نشان میدهد که تا اکتبر ۲۰۲۵، حدود **۸۰ درصد از فلسطینیان در کرانه باختری و غزه خواستار استعفای عباس** بودهاند . همچنین ۶۰ درصد از شرکتکنندگان در این نظرسنجی به برگزاری وعده داده شده انتخابات پس از جنگ غزه شک داشتند .
انتقاد دیگر، فساد مالی گسترده در بدنه تشکیلات خودگردان و سبک زندگی نخبگان حاکم است که در تضاد با وضعیت معیشتی دشوار فلسطینیان عادی دیده میشود. یک مقام ارشد اسرائیلی در مقالهای تشکلات خودگردان تحت رهبری عباس را یک **"کلپتوکراسی"** (حکومت دزدسالار) توصیف کرده است که میلیاردها دلار کمک بینالمللی را بلعیده اما نتوانسته نهادهای خوب یا دموکراتیک فلسطینی بنا کند .
در آوریل ۲۰۲۲، عباس بدون هیچ فرآیند انتخاباتی یا رایگیری عمومی، حسین الشیخ، از نزدیکان خود را به عنوان جانشین احتمالی خود منصوب کرد . این اقدام، انتقاد از شیوه حکمرانی او را تشدید کرد.
- نتیجهگیری: میراثی از سازش در برابر انزوا
محمود عباس، که زمانی به عنوان یک عملگرا و نامزد صلح وارد عرصه شد، اکنون پس از دو دهه، با چالشهای بیسابقهای مواجه است. اسرائیل با استقرار راستترین دولت تاریخ خود، رسماً ایده تشکیل کشور فلسطین را به چالش کشیده و به دنبال الحاق کرانه باختری است . در داخل، وی متهم به سرکوب مخالفان، فساد و کنار گذاشتن دموکراسی است. در سطح منطقهای، جنگ غزه و ناتوانی او در ایفای نقشی مؤثر در آینده این باریکه، انزوای او را بیش از پیش نمایان کرده است. به نظر میرسد که سیاست دیرینه او یعنی "همکاری امنیتی" در ازای "حفظ فرآیند صلح" دیگر نه تنها برای فلسطینیان، بلکه برای بسیاری از ناظران بینالمللی، دستاوردی در پی نداشته است .