آنتوان لحد
آنتوان لَحَد (۱۹۲۷ – ۲۰۱۵)، نظامی لبنانی بود که از سال ۱۹۸۴ تا مه ۲۰۰۰ فرمانده کل نیروهای موسوم به «ارتش جنوب لبنان» (SLA - جیش لبنان الجنوبی) بود. این ساختار نظامی که مستقیماً تحت آموزش، تأمین مالی و هدایت اطلاعاتی و لجستیکی ارتش رژیم صهیونیستی فعالیت میکرد، به عنوان نیروی نیابتی و بازوی میدانی این رژیم در کنترل منطقه اشغالی جنوب لبنان (کمربند امنیتی) به کار گرفته شد.
در ادبیات سیاسی و عمومی لبنان و جهان عرب، نام آنتوان لحد به عنوان نماد بارز «خیانت ملی» و همکاری تمامعیار با اشغالگران صهیونیست ثبت شده است. کارنامه او با جنایات گسترده، شکنجه سازمانیافته اسرا در زندان «خیام» و سرکوب مقاومت ملی و اسلامی گره خورده است. با فروپاشی ناگهانی نیروهای تحت امرش در مه سال ۲۰۰۰ و عقبنشینی شبانه ارتش اسرائیل، لحد به اسرائیل گریخت و واپسین سالهای عمر خود را در انزوا و طردشدگی سپری کرد.
زندگینامه و پیشینه نظامی
۱. دوران اولیه و خدمت در ارتش لبنان
آنتوان لحد در سال ۱۹۲۷ در شهرک «کفر قطره» واقع در منطقه شوف لبنان و در خانوادهای از مسیحیان مارونی زاده شد. او در سال ۱۹۴۸ وارد دانشکده افسری بیروت شد و در سال ۱۹۵۲ با درجه ستوانی فارغالتحصیل گردید. وی دورههای تکمیلی نظامی را در فرانسه و آمریکا (فورت لونورث) گذراند.
در طول جنگ داخلی لبنان، لحد از افسران ارشد نزدیک به ارتش به شمار میرفت و فرماندهی منطقه نظامی بقاع را عهدهدار بود. او از نظر ایدئولوژیک مواضعی ضدحضور نیروهای مقاومت فلسطینی (ساف) و ارتش سوریه در لبنان داشت.
۲. پیوستن به رژیم صهیونیستی و جانشینی سعد حداد (۱۹۸۴)
در سال ۱۹۷۶، سرگرد «سعد حداد» با حمایت ارتش اسرائیل در نوار مرزی جنوب تشکیلاتی شبهنظامی موسوم به «ارتش لبنان آزاد» ایجاد کرد که بعدها به «ارتش جنوب لبنان» تبدیل شد. پس از مرگ سعد حداد بر اثر سرطان در ژانویه ۱۹۸۴، آریل شارون و مقامات ارشد نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی (شاباک و موساد) به دنبال فرماندهی باتجربه و بلندپایه برای ساماندهی مزدوران محلی بودند.
آنتوان لحد با چراغ سبز و هماهنگی ژنرالهای اسرائیلی از ارتش لبنان بازنشسته شد و در سال ۱۹۸۴ رهبری این نیروها را در پادگان «مرجعیون» تحویل گرفت. ارتش لبنان نیز در واکنش، وی را خلع درجه و پیگرد قضایی او را به جرم خیانت و شورش آغاز کرد.
نقشهای استراتژیک، خیانت و اداره منطقه اشغالی
۱. ارتش جنوب لبنان؛ سپر دفاعی ارتش رژیم صهیونیستی
لحد نیرویی متشکل از حدود ۳۰۰۰ تا ۶۰۰۰ فرد مسلح (که بخش اعظم آنان با تهدید، ارعاب یا تطمیع اقتصادی از میان ساکنان محلی جنوب لبنان از طوایف مسیحی، دروزی و شیعه جذب شده بودند) تشکیل داد. این گروه به «مزدوران لحدی» مشهور شدند.
مأموریت اصلی آنان استقرار در خطوط تماس و پایگاههای دیدهبانی در خطوط مقدم برای جلوگیری از تلفات نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی در مواجهه با عملیاتهای حزبالله و جبهه مقاومت ملی لبنان بود.
مزدوران لحدی در عملیاتهای ترور، شناسایی مواضع رزمندگان و بمباران روستاهای آزادشده جنوب نقشی فعال داشتند.
۲. شکنجهگاه و بازداشتگاه مخوف «خیام»
یکی از سیاهترین پروندههای لحد، تأسیس و اداره بازداشتگاه «الخیام» در جنوب لبنان بود.
این مرکز به عنوان مخوفترین شکنجهگاه قرن بیستم در منطقه شناخته میشد که هزاران رزمنده و شهروند غیرنظامی لبنانی و فلسطینی بدون محاکمه در آن زندانی بودند.
روشهای شکنجه شامل شوک الکتریکی، غرق مصنوعی، آویزان کردن ساعتها از تیرکهای فلزی و ضربوشتم سیستماتیک زیر نظر مستقیم افسران شاباک و بازجویان لحدی بود.
ترور نافرجام توسط سهی بشاره (۱۹۸۸)
در ۱۷ نوامبر ۱۹۸۸، حادثهای رخ داد که ضربهای مهلک به امنیت فردی لحد و اقتدار ارتش وی وارد ساخت:
سهی بشاره، دختر ۲۱ ساله عضو «جبهه مقاومت ملی لبنان» (جمول)، توانست به عنوان مربی ایروبیک به خانواده لحد نزدیک شده و اعتماد همسر او را جلب کند. او در داخل خانه شخصی لحد در مرجعیون، با یک قبضه تپانچه کالیبر کوچک دو تیر از فاصله نزدیک به سینه و شانه آنتوان لحد شلیک کرد.
لحد با مداخله فوری پزشکان اسرائیلی در بیمارستان رمبام در حیفا از مرگ حتمی نجات یافت، اما ماهها بستری بود و دست چپ او برای همیشه دچار آسیب حرکتی شد. سهی بشاره بلافاصله بازداشت و ۱۰ سال در سلولهای انفرادی الخیام تحت شدیدترین شکنجهها قرار گرفت تا اینکه در سال ۱۹۹۸ در پی فشار بینالمللی آزاد شد.
فروپاشی کمربند امنیتی و فرار مفتضحانه (مه ۲۰۰۰)
با افزایش تصاعدی عملیاتهای فرسایشی حزبالله در اواخر دهه ۱۹۹۰ و انهدام پیدرپی پایگاههای ارتش جنوب و ترور معاون لحد (عقل هاشم در فوریه ۲۰۰۰)، روحیه مزدوران لحد به نقطه فروپاشی رسید:
1. فرار ناگهانی رژیم صهیونیستی: ایهود باراک (نخستوزیر وقت اسرائیل) تصمیم به خروج یکجانبه گرفت؛ این عقبنشینی به گونهای شتابزده انجام شد که اسرائیل حتی متحدان لحدی خود را به طور کامل در جریان جدول زمانی نگذاشت.
2. پیشروی مردم و مقاومت: در ۲۱ تا ۲۴ مه ۲۰۰۰، مردم جنوب لبنان و رزمندگان حزبالله بدون سلاح و با دستان خالی به سمت پایگاههای لحدی و روستاهای اشغالی حرکت کردند. پایگاهها یکی پس از دیگری بدون مقاومت تسلیم شدند و بازداشتگاه الخیام به دست مردم گشوده شد.
3. فرار به دروازه فاطمه: بیش از ۶ هزار تن از مزدوران لحدی و خانوادههایشان برای نجات جان خود به سوی پایانه مرزی «دروازه فاطمه» (بین روستای لبنانی کفرکیلا و شهرک یهودینشین مطله) گریختند. تصاویر تحقیرآمیز التماس لحدیها پشت دروازههای بسته فنسهای مرزی برای پناهدادن ارتش رژیم صهیونیستی به آنان، به نماد تاریخی بیاستفادهشدن مزدوران پس از انقضای تاریخ مصرفشان بدل گشت.
پناهندگی در فلسظین اشغالی، محکومیت قضایی و سالهای پایانی
صدور احکام دادگاههای لبنان
در دسامبر ۲۰۰۱، دادگاه نظامی لبنان آننوان لحد را به اتهام «خیانت عظمی، جاسوسی برای دشمن صهیونیستی، قتل عمد و شکنجه شهروندان» محاکمه و به صورت غیابی به اعدام محکوم کرد. بسیاری از اعضای عادی تسلیمشده ارتش جنوب نیز به حبسهای کوتاهمدت یا بلندمدت محکوم شدند.
اقامت در تلآویو
لحد به تلآویو پناه برد. دولت صهیونیستی خانهای در شمال تلآویو در اختیار وی گذاشت و او در آنجا یک رستوران غذاهای لبنانی و مدیترانهای (به نام بیبلوس / Byblos) افتتاح کرد. با این حال او همواره نسبت به رفتار تحقیرآمیز سران سیاسی و جامعه صهیونی با نیروهای تحت امرش گلهمند بود و در خاطراتش نوشت که «اسرائیل ما را مانند دستمال کاغذی دور انداخت».
انزوا و مرگ در پاریس
لحد برای سالها به دلیل احکام دادگاه بینالمللی و فشارهای دیپلماتیک از سفر به کشورهای اروپایی محروم بود. وی در اواخر عمر توانست برای درمان و دیدار خانواده راهی فرانسه شود. سرانجام در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۵ در سن ۸۸ سالگی بر اثر نارسایی قلبی در بیمارستانی در پاریس درگذشت.
ممانعت از دفن در خاک لبنان
پس از مرگ وی، خانوادهاش تلاش کردند جسد او را برای خاکسپاری به زادگاهش در کفر قطره لبنان منتقل کنند؛ اما با مخالفت قاطع احزاب، دولت، دادگاه نظامی و خشم گسترده عمومی در لبنان، اجازه ورود جسد صادر نشد. جسد او بدون تشریفات رسمی در خارج از لبنان به خاک سپرده شد.
ارزیابی تاریخی و پیامدها
تغییر موازنه ژئوپلیتیک: پاکسازی جنوب لبنان از شبهنظامیان لحدی، مرزهای شمالی فلسطین اشغالی را برای نخستین بار از سال ۱۹۷۸ در تماس مستقیم و بدون سپر با رزمندگان مقاومت اسلامی حزبالله قرار داد؛ بستری که بعدها ساختار دفاعی و موشکی جنگ ۳۳ روزه (۲۰۰۶) را رقم زد.
منابع
1. آنتوان لحد، به یاد من: ۵۰ سال خدمت در ارتش و مقاومت جنوب (خاطرات شخصی)، تلآویو، ۲۰۰۴ (عربی/عبری).
2. سهی بشاره، مقاومت: زندگی من برای فلسطین و لبنان (Resistance: My Life for Lebanon)، نیویورک، ۲۰۰۳.
3. آگوستوس ریچارد نورتون، حزبالله لبنان: تاریخچه مختصر (Hezbollah: A Short History)، انتشارات دانشگاه پرینستون، ۲۰۰۷.
4. گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch) درباره وضعیت بازداشتگاه الخیام و تخلفات ارتش جنوب لبنان، نیویورک، ۱۹۹۹.