کشتار صبرا و شتیلا
- کشتار صبرا و شتیلا
- کشتار صبرا و شتیلا** (به عربی: **مذبحة صبرا وشاتيلا**) به قتل عام غیرنظامیان فلسطینی و لبنانیتبار در اردوگاههای صبرا و شتیلا در بیروت لبنان بین روزهای ۱۶ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ گفته میشود. این کشتار توسط شبهنظامیان فالانژ لبنان (نیروهای لبنانی) و با پشتیبانی، هماهنگی و نظارت ارتش اسرائیل به وقوع پیوست. برآوردهای مختلف تعداد قربانیان را بین ۱۳۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر اعلام کردهاند که عمدتاً زنان، کودکان و سالخوردگان بودند .
| موقعیت | بیروت غربی، لبنان | |--------|-------------------| | تاریخ | ۱۶ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ | | هدف | غیرنظامیان فلسطینی و شیعیان لبنان در اردوگاههای صبرا و شتیلا | | نوع حمله | کشتار جمعی، پاکسازی قومی | | کشتهشدگان | ۱۳۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر | | عاملان | نیروهای لبنانی (فالانژهای مسیحی) به فرماندهی الی حبیقه | | عاملان حامی | اسرائیل (نیروهای دفاعی اسرائیل)، ارتش جنوب لبنان |
- پیشزمینه
- جنگ داخلی لبنان و ائتلافهای منطقهای
از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰، لبنان صحنه جنگ داخلی میان گروههای مختلف با اتحادهای گوناگون با کشورهای همسایه بود. در این جنگ، گروههای فلسطینی مستقر در لبنان به رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) به اهدافی در اسرائیل حمله میکردند و اسرائیل نیز مواضع آنان را در جنوب لبنان بمباران میکرد .
اسرائیل با گروههای مسیحی مارونی به رهبری حزب کتائب و نیروهای لبنانی (فالانژها) ائتلافی استراتژیک تشکیل داده بود. این گروهها که دشمن مشترکی به نام ساف و جنبشهای چپ گرای لبنان داشتند، از حمایت نظامی، مالی و لجستیکی اسرائیل برخوردار بودند. بشار جمیل، رهبر فالانژها، متحد کلیدی اسرائیل محسوب میشد .
- تهاجم اسرائیل به لبنان
در ۶ ژوئن ۱۹۸۲، اسرائیل با بهانه قرار دادن ترور نافرجام سفیر خود در لندن توسط گروه ابو نضال (که رقیب ساف بود و این سازمان ترور را محکوم کرده بود)، عملیات گستردهای را با نام «عملیات صلح برای جلیل» آغاز کرد و تا بیروت پیشروی کرد .
پس از هفتهها محاصره و بمباران شدید بیروت غربی، با میانجیگری آمریکا توافقی حاصل شد که بر اساس آن نیروهای ساف به رهبری یاسر عرفات در ۳۰ اوت ۱۹۸۲ از بیروت خارج شدند. خروج آنان تحت نظارت نیروهای چندملیتی شامل آمریکا، فرانسه، ایتالیا و بریتانیا انجام گرفت. این نیروها متعهد شده بودند که از امنیت غیرنظامیان فلسطینی ساکن در اردوگاهها محافظت کنند .
در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۲، بشار جمیل رئیسجمهور منتخب لبنان در انفجار دفتر حزب کتائب کشته شد. اگرچه عامل این ترور یکی از اعضای سوریتبار حزب سوسیال ناسیونالیست سوری بود، اسرائیل از این رویداد به عنوان بهانهای برای نقض توافق آتشبس و اشغال مجدد بیروت غربی استفاده کرد .
- نقش اسرائیل در کشتار
- تصمیمگیری و برنامهریزی
شب ۱۴ سپتامبر، رافائل ایتان، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، به بیروت پرواز کرد و مستقیماً به مقر فالانژها رفت. او به آنان دستور داد تا نیروهای خود را برای ورود به بیروت غربی و پاکسازی اردوگاههای فلسطینی از «تروریستها» آماده کنند. ایتان تاکید کرد که ارتش اسرائیل وارد اردوگاهها نخواهد شد، بلکه این ماموریت باید توسط فالانژها انجام شود .
صبح ۱۵ سپتامبر، آریل شارون وزیر دفاع اسرائیل وارد مقر فرماندهی پیشروی اسرائیل در ۲۰۰ متری اردوگاه شتیلا شد و دستور نهایی را صادر کرد. ارتش اسرائیل محاصره کامل اردوگاهها را آغاز کرد و تمام راههای خروجی را مسدود نمود .
- هماهنگی و پشتیبانی مستقیم
در عصر ۱۶ سپتامبر، حدود ۱۵۰۰ نیروی فالانژ به فرماندهی الی حبیقه (که خانواده و نامزدش در جریان کشتار دامور در ۱۹۷۶ توسط فلسطینیها کشته شده بودند) وارد منطقه شدند. ارتش اسرائیل:
1. **محاصره کامل اردوگاهها**: نیروهای اسرائیلی تمام راههای خروجی را بستند تا کسی نتواند فرار کند. تانکهای اسرائیلی در ورودیهای اصلی مستقر شدند . 2. **روشنسازی با نورافکن**: در طول شب، ارتش اسرائیل با شلیک مداوم گلولههای نورافکن از بالای مواضع خود، آسمان اردوگاهها را روشن نگه میداشت تا فالانژها بتوانند به عملیات خود ادامه دهند . 3. **ارتباط و هماهنگی**: افسران رابط اسرائیلی در طول سه روز کشتار با فرماندهان فالانژ در تماس بودند و گزارشهای پیشرفت را دریافت میکردند .
- آگاهی و بیعملی
بر اساس گزارش کمیسیون کهان (کمیسیون تحقیق اسرائیل)، افسران ارشد اسرائیلی از جمله رافائل ایتان و آموس یارون در جریان گزارشهای اولیه از کشته شدن غیرنظامیان قرار گرفتند، اما هیچ اقدامی برای متوقف کردن کشتار انجام ندادند. گزارشها حاکی از آن بود که فالانژها زنان و کودکان را میکشند، اما فرماندهان اسرائیلی به عملیات ادامه دادند .
- نقش غرب و لیبرالها
- ایالات متحده آمریکا
اسناد محرمانه منتشر شده بعدها نشان داد که آمریکا در جریان کشتار قرار داشته و با وجود آگاهی از وقوع جنایت، از اعمال فشار موثر بر اسرائیل خودداری کرده است .
در نخستین روز کشتار، موریس دریپر، فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه، با آریل شارون دیدار کرد. شارون با ابراز خشم به درخواست خروج نیروهای اسرائیلی واکنش نشان داد و گفت: «من نمیفهمم، شما چه میخواهید؟ آیا میخواهید تروریستها بمانند؟» هنگامی که دریپر درباره احتمال کشتار فلسطینیها هشدار داد، شارون پاسخ داد: «پس ما آنها را خواهیم کشت. شما نمیخواهید آنها را نجات دهید. شما نمیخواهید این گروههای تروریستی بینالمللی را نجات دهید.» پاسخ دریپر تکاندهنده بود: **«ما علاقهای به نجات این مردم نداریم»** .
پس از این گفتگو، دریپر عقبنشینی کرد و موضع آمریکا تضعیف شد. رونالد ریگان رئیسجمهور آمریکا تا ۱۸ سپتامبر، یعنی دو روز پس از پایان کشتار، بیانیهای صادر نکرد .
- بریتانیا
اسناد منتشر شده دولت بریتانیا نشان میدهد که مارگارت تاچر، نخستوزیر وقت، درخواست آمریکا برای مشارکت بیشتر در نیروهای چندملیتی را با این استدلال که «ما بیش از حد درگیر هستیم» رد کرد. وی تنها با مشارکت «نمادین» موافقت کرد .
فرانسیس پیم، وزیر خارجه بریتانیا، در ارزیابی اولیه خود اسرائیل را «مقصر ناتوانی، محاسبه اشتباه و اتکای نابخردانه به شبهنظامیان آموزشندیده» خواند، اما از هرگونه اشاره به مسئولیت مستقیم اسرائیل خودداری کرد. او پیشبینی کرد که اسرائیل هرگونه مسئولیتی را رد خواهد کرد و هیچ اقدامی برای جلوگیری از این انکار انجام نداد .
- سازمان ملل و واکنش بینالمللی
مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۶ دسامبر ۱۹۸۲ کشتار صبرا و شتیلا را محکوم کرد و آن را **«اقدامی نسلکشی»** نامید. با این حال، شورای امنیت به دلیل وتوی احتمالی آمریکا، نتوانست اقدام موثری علیه اسرائیل انجام دهد .
کمیسیون بینالمللی مکبراید به ریاست شان مکبراید، دستیار دبیرکل سازمان ملل، در فوریه ۱۹۸۳ نتیجه گرفت که اسرائیل به عنوان قدرت اشغالگر، مسئولیت مستقیم کشتار را بر عهده دارد و این رویداد مصداق نسلکشی است .
- کمیسیون کهان اسرائیل
در پی تظاهرات ۴۰۰ هزار نفری در تلآویو (بزرگترین تظاهرات تاریخ اسرائیل تا آن زمان) که خواستار تحقیق رسمی بودند، دولت اسرائیل کمیسیون تحقیق به ریاست ییتزهاک کهان، رئیس دیوان عالی کشور، تشکیل داد .
گزارش این کمیسیون در فوریه ۱۹۸۳ منتشر شد و نتیجه گرفت: - اسرائیل به طور غیرمستقیم مسئول کشتار است - آریل شارون مسئولیت شخصی دارد و باید از وزارت دفاع کنارهگیری کند - چند افسر ارشد باید از مشاغل خود برکنار شوند - هیچیک از رهبران سیاسی یا نظامی اسرائیل به دادگاه معرفی نشدند .
شارون از سمت خود برکنار شد، اما به عنوان وزیر بدون پورتفوی در کابینه باقی ماند و بعدها به نخستوزیری رسید. ییتزهاک شامیر، وزیر خارجه وقت، که کمیسیون او را به «بیتوجهی به اطلاعات دریافتی» متهم کرده بود، بعدها نخستوزیر شد .
- سرنوشت عاملان
- الی حبیقه** فرمانده عملیات، بعدها به مجلس لبنان راه یافت و چندین بار وزیر شد. او در سال ۲۰۰۲ در انفجار بمب در بیروت کشته شد. گفته میشود که وی قصد داشت در دادگاه بلژیک علیه شارون شهادت دهد .
- آریل شارون** در سال ۲۰۰۱ به نخستوزیری اسرائیل رسید و تا ۲۰۰۶ در این سمت باقی ماند. وی در جریان انتفاضه دوم و عملیات «دیوار دفاعی» نقش کلیدی داشت .
- نتیجهگیری
کشتار صبرا و شتیلا نمونهای از همکاری نزدیک نظامی و سیاسی میان اسرائیل و متحدان غربیاش به ویژه آمریکا بود. اسناد فاش شده نشان میدهد که ایالات متحده با وجود آگاهی از وقوع کشتار، از اعمال فشار موثر بر اسرائیل خودداری کرد و در عمل به کشتار ادامهیافته چراغ سبز نشان داد. بریتانیا و دیگر قدرتهای اروپایی نیز ضمن ابراز انزجار، از هرگونه اقدام عملی برای توقف کشتار یا محاکمه عاملان آن خودداری کردند.
این رویداد به نمادی از معافیت اسرائیل از مسئولیت در قبال جنایات جنگی تبدیل شد و نشان داد که تعهدات غرب به «حمایت از غیرنظامیان» در برابر ملاحظات ژئوپلیتیکی و اتحاد استراتژیک با اسرائیل رنگ میبازد.
در ادامه مقاله قبلی، به بررسی دقیقتر انفعال کشورهای اروپایی و مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار صبرا و شتیلا میپردازیم. واکنشها و بهویژه عدم اقدامهای آنها، الگویی از اولویت دادن منافع ژئوپلیتیکی بر اصول حقوق بشری را نشان میدهد.
- انفعال اروپا: محکومیت زبانی در برابر بیعملی عملی
بر اساس اسناد طبقهبندیشده دولت بریتانیا که پس از ۳۰ سال منتشر شد، واکنش قدرتهای اروپایی به کشتار صبرا و شتیلا عمدتاً در سطح محکومیت زبانی متوقف ماند و این فاجعه تأثیر چندانی بر محاسبات سیاسی و راهبردی آنها در قبال مناقشه فلسطین و اسرائیل نداشت .
- **بریتانیا و مارگارت تاچر**: اگرچه مارگارت تاچر، نخستوزیر وقت، در بیانیهای عمومی کشتار را "اقدامی وحشیانه" خواند که باید "محکومیتی کامل" به همراه داشته باشد، اما در عمل، دولت او هرگونه مشارکت جدی برای جلوگیری از فاجعه یا اقدام علیت عاملان آن را رد کرد. فرانسیس پیم، وزیر خارجه بریتانیا، در ارزیابی اولیه خود، اسرائیل را صرفاً به "بیکفایتی، محاسبه اشتباه و اتکای نابخردانه به شبهنظامیان آموزشندیده" متهم کرد و آگاهانه "این ایده که اسرائیلیها مستقیماً در کشتار دست داشتهاند" را کنار گذاشت. او حتی پیشبینی کرد که اسرائیل هرگونه مسئولیتی را رد خواهد کرد، اما هیچ اقدامی برای مقابله با این انکار انجام نداد. مهمتر از همه، هنگامی که آمریکا از بریتانیا خواست سهم خود را در نیروهای چندملیتی برای محافظت از غیرنظامیان افزایش دهد، تاچر با دستنوشتهای پاسخ داد: "ما نمیتوانیم. ما بیش از حد درگیر هستیم." او تنها با یک مشارکت "صرفاً نمادین" موافقت کرد .
- **سایر قدرتهای اروپایی**: اسناد نشان میدهد که انفعال بریتانیا منحصر به فرد نبود و دیگر قدرتهای اروپایی نیز ضمن ابراز انزجار، از هرگونه اقدام عملی برای توقف کشتار یا محاکمه عاملان آن خودداری کردند. تمرکز اصلی آنها بر عدم درگیری در مناقشات داخلی اسرائیل و پرهیز از هرگونه اقدامی بود که ممکن بود به بحثی داخلی درباره عملکرد اسرائیل دامن بزند .
- نهادهای حقوق بشری و تلاشهای نافرجام برای عدالت
در حالی که دولتهای اروپایی انفعال پیشه کردند، نهادهای مدنی و برخی فعالان حقوق بشر تلاشهایی را برای پیگیری عدالت آغاز نمودند.
- **تلاش برای پیگرد قانونی در اروپا**: برجستهترین تلاش، طرح شکایتهایی در چارچوب "صلاحیت جهانی" در دادگاههای اروپا، به ویژه بلژیک، بود. در ژوئن ۲۰۰۱، بازماندگان کشتار با استناد به قانونی در بلژیک که به دادگاههای این کشور اجازه میداد به جنایات جنگی صرفنظر از محل وقوع رسیدگی کنند، علیه آریل شارون به اتهام جنایت علیه بشریت، نسلکشی و جنایات جنگی شکایت کردند . سازمان دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch) نیز در ژوئن ۲۰۰۱ با انتشار بیانیهای خواستار تحقیقات کیفری بینالمللی علیه شارون شد و تأکید کرد که یافتههای کمیسیون کهان، هرچند معتبر است، نمیتواند جایگزین محاکمه در دادگاه کیفری شود .
- **شکست پیگرد قانونی و محدودیتهای صلاحیت جهانی**: این پرونده حقوقی سرنوشتساز در نهایت با مانع مواجه شد. در ژوئن ۲۰۰۲، دادگاه تجدیدنظر بلژیک حکم داد که این کشور نمیتواند به اتهامات جنایت جنگی علیه شارون که در خاک بلژیک حضور نداشت، رسیدگی کند . اگرچه وکلای خواهانها به دادگاه عالی بلژیک اعتراض کردند، اما این رأی نشاندهنده محدودیتهای عملی و سیاسی در اعمال صلاحیت جهانی، به ویژه هنگامی که متهمان، مقامات ارشد یک کشور متحد غرب باشند، بود .
- **انکار رسمی نسلکشی توسط اتحادیه اروپا**: شاید فراتر از انفعال، یک نمونه از "انکار" رسمی توسط مقامات ارشد اتحادیه اروپا رخ داد. در سال ۲۰۱۴، کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در پاسخی کتبی به یک نماینده پارلمان اروپا اعلام کرد که "هیچ اقدامی از این دست [نسلکشی] تاکنون توسط دولت اسرائیل انجام نشده است." این اظهارنظر در حالی بود که مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه ۳۷/۱۲۳ مورخ ۱۶ دسامبر ۱۹۸۲، کشتار صبرا و شتیلا را به صراحت "اقدامی نسلکشی" خوانده بود. این موضعگیری اشتون، به عنوان نماینده عالی اتحادیه اروپا، نشاندهنده disregard کامل برای قطعنامه رسمی مهمترین مجمع بینالمللی بود .
- جمعبندی
واکنش اروپا و مدعیان حقوق بشر به کشتار صبرا و شتیلا را میتوان در چند سطح خلاصه کرد:
1. **انفعال دولتها**: دولتهای اروپایی به رهبری بریتانیا، با وجود محکومیتهای زبانی، از هرگونه اقدام عملی برای توقف کشتار یا حتی افزایش حضور خود برای حفاظت از غیرنظامیان خودداری کردند و منافع ملی و عدم درگیری را بر مسئولیت انسانی خود ترجیح دادند . 2. **شکست نظام بینالمللی حقوق بشر**: تلاش نهادهای مدنی و حقوق بشری برای به دست آوردن عدالت از طریق مکانیسمهایی مانند "صلاحیت جهانی" در نهایت به دلیل موانع سیاسی و حقوقی ناکام ماند و نشان داد که این سازوکارها در برابر متهمان قدرتمند و تحت حمایت غرب کارآمد نیستند . 3. **انکار نهادینه شده**: در نهایت، اتحادیه اروپا با موضعگیری رسمی خود در دهههای بعد، نه تنها به مسئولیتهای خود عمل نکرد، بلکه با انکار ماهیت نسلکشی این فاجعه (که توسط سازمان ملل تأیید شده بود)، به نوعی به بازنویسی تاریخ و تبرئه اخلاقی عاملان آن کمک کرد .
این الگوی رفتاری، تداوم نابرابری در اعمال استانداردهای حقوق بشر و اولویت منافع سیاسی بر عدالتخواهی را در سیاست خارجی غرب به وضوح نشان میدهد.
- سابقه اسرائیل و تکرار الگوی کشتار صبرا و شتیلا
کشتار صبرا و شتیلا در سپتامبر ۱۹۸۲ یک رویداد منفرد و استثنایی در تاریخ اسرائیل نبود، بلکه بخشی از یک الگوی مستمر و نظاممند از خشونت علیه غیرنظامیان فلسطینی و سایر اعراب است که از زمان تأسیس این رژیم تا امروز ادامه داشته است. بررسی این سابقه تاریخی نشان میدهد که همان منطق، تاکتیکها، و مصونیت از مجازات که کشتار صبرا و شتیلا را ممکن ساخت، بارها و بارها در صحنههای مختلف تکرار شده است.
- از ۱۹۴۸ تا غزه ۲۰۲۵: تداوم یک الگو
- نکبت ۱۹۴۸: بنیانگذاری الگو
تاریخچه کشتارهای جمعی علیه فلسطینیان با تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸ آغاز شد، رویدادی که فلسطینیان از آن به عنوان "نکبت" (فاجعه) یاد میکنند. دیوید بنگوریون، نخستوزیر وقت اسرائیل، طرح دالت را اجرا کرد که هدف آن پاکسازی مناطق مورد مناقشه از ساکنان فلسطینی بود .
در جریان جنگ ۱۹۴۸، بین ۱۰ تا ۷۰ کشتار علیه غیرنظامیان فلسطینی رخ داد. بنی موریس، مورخ اسرائیلی، تخمین میزند که سربازان یهودی حدود ۸۰۰ غیرنظامی و اسیر جنگی عرب را در ۲۴ کشتار به قتل رساندند . از جمله مهمترین این کشتارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- **کشتار دیر یاسین** (آوریل ۱۹۴۸): بیش از ۱۰۰ روستایی توسط شبهنظامیان صهیونیست کشته شدند که به نماد خشونت این دوره تبدیل شد . - **کشتار الطنطوره**: حدود ۲۰۰ روستایی کشته شدند . - **کشتار الدوایمه**: بر اساس منابع مختلف، بین ۱۰۰ تا ۴۵۵ نفر از جمله زنان و کودکان کشته شدند .
در مجموع، حدود ۷۵۰ هزار فلسطینی آواره و بیش از ۴۰۰ روستا تخریب یا خالی از سکنه شدند .
- دهه ۱۹۵۰: واحد ۱۰۱ و آریل شارون
در دهه ۱۹۵۰، آریل شارون به عنوان فرمانده واحد ۱۰۱، الگوی جدیدی از خشونت هدفمند علیه غیرنظامیان را اجرا کرد. در اکتبر ۱۹۵۳، نیروهای تحت امر شارون به روستای قبیه در کرانه باختری حمله کردند و ۶۹ غیرنظامی (عمدتاً زنان و کودکان) را کشتند و بیش از ۴۰ خانه را تخریب کردند .
در جریان بحران سوئز (۱۹۵۶)، ارتش اسرائیل مرتکب کشتارهای گسترده دیگری شد: - **کشتار خانیونس**: اعدامهای دستهجمعی فلسطینیان در نوار غزه . - **کشتار کفر قاسم**: پلیس مرزبانی اسرائیل ۴۹ شهروند فلسطینی را که از منع عبور و مرور بیخبر بودند، به ضرب گلوله کشت .
- جنگ ۱۹۶۷ و پیامدهای آن
در جنگ ششروزه ۱۹۶۷، ارتش اسرائیل به کشتار اسیران جنگی مصری متهم شد. گبی برون، روزنامهنگار اسرائیلی، شاهد اعدام ده اسیر مصری بود که ابتدا مجبور به کندن قبر خود شدند . بر اساس برخی برآوردها، سربازان اسرائیلی حدود ۱۰۰۰ اسیر مصری را پس از تسلیم شدن کشتند .
- ۱۹۸۲: اوجگیری در صبرا و شتیلا
کشتار صبرا و شتیلا در سپتامبر ۱۹۸۲، که شرح آن در بخش قبلی آمد، نقطه عطفی در تاریخ جنایات جنگی اسرائیل بود. مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر همان سال این کشتار را "اقدامی نسلکشی" خواند . کمیسیون مکبراید نیز نتیجه گرفت که اسرائیل به عنوان قدرت اشغالگر مسئولیت مستقیم دارد و این رویداد مصداق نسلکشی است .
- دهه ۱۹۹۰: ادامه خشونت
در اکتبر ۱۹۹۰، پلیس مرزبانی اسرائیل در مسجدالاقصی (حرم شریف) به سوی جمعیت فلسطینی آتش گشود و دستکم ۲۱ نفر را کشت و ۱۵۰ نفر را زخمی کرد .
- قرن بیست و یکم: غزه، میدان اصلی تکرار الگو
پس از خروج یکجانبه اسرائیل از نوار غزه در ۲۰۰۵ و متعاقب آن اعمال محاصره، این باریکه صحنه حملات نظامی مکرر و مرگبار شده است:
- جنگ ۲۰۰۸-۲۰۰۹ (عملیات سرب گداخته)
حدود ۱۴۰۰ فلسطینی کشته شدند که عمدتاً غیرنظامی بودند. تحقیقات بینالمللی اسرائیل را به ارتکاب جنایات جنگی متهم کرد.
- جنگ ۲۰۱۴ (عملیات تیغه محافظ)
بیش از ۲۲۰۰ فلسطینی (بیش از ۱۵۰۰ غیرنظامی) کشته شدند. حمله به مدارس سازمان ملل و بیمارستانها ثبت شد.
- جنگ ۲۰۲۱ (عملیات سپر محافظ)
۲۶۰ فلسطینی (از جمله ۶۶ کودک) کشته شدند.
- جنگ ۲۰۲۳-۲۰۲۵ (نسلکشی غزه)
از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، اسرائیل مرگبارترین و گستردهترین حملات خود را علیه غزه به اجرا گذاشته است. تا اکتبر ۲۰۲۵: - **تلفات**: نزدیک به ۶۶ هزار نفر کشته شدند که بیش از ۱۸ هزار نفر کودک بودند. حدود ۱.۹ میلیون نفر آواره شدهاند . - **تخریب زیرساختها**: سیستم بهداشت و درمان، دانشگاهها، مدارس، و تأسیسات آب به طور سیستماتیک تخریب شدهاند . - **کشتار در مناطق امن**: موارد متعدد کشتار غیرنظامیان در حالی که پرچم سفید در دست داشتند، ثبت شده است . - **استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح**: جلوگیری از ورود کمکهای بشردوستانه و هدف قرار دادن صفهای نان .
کمیسیون مستقل بینالمللی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد: **"اسرائیل علیه فلسطینیان در نوار غزه مرتکب نسلکشی شده است"** .
- چرا این الگو تکرار میشود؟
- ۱. مصونیت از مجازات و تحقیقات صوری
اسرائیل همواره با راهاندازی "کمیسیونهای تحقیق داخلی" از پاسخگویی بینالمللی فرار کرده است. الگوی صبرا و شتیلا (کمیسیون کهان) که شارون را "مسئول غیرمستقیم" دانست اما هرگز او را به دادگاه نکشاند، در دهههای بعد نیز تکرار شد .
سازوکار اصلی تحقیقات ارتش اسرائیل موسوم به "مکانیسم ارزیابی واقعیتیاب" (FFA) که در سال ۲۰۰۹ تأسیس شد، عملاً به عنوان سپر حقوقی عمل میکند. بررسیها نشان میدهد: - از ۶۶۴ شکایت در جنگهای قبلی غزه، ۵۴۲ مورد (بیش از ۸۰٪) بدون تحقیقات کیفری بسته شدند . - تنها ۱۹ مورد به تحقیق رسمی انجامید و فقط یک مورد به کیفرخواست منجر شد (نرخ محکومیت ۰.۱۷٪) . - از ۵۲ مورد جنایت جنگی پس از اکتبر ۲۰۲۳، تنها ۶ مورد (۱۲٪) به پذیرش نمادین تخلف انجامید و فقط یک مورد به مجازات زندان (و آن هم نمادین) منجر شد .
سازمان Action on Armed Violence نتیجه گرفت: "این سیستم به گونهای طراحی شده که نیروهایش را در برابر پاسخگویی مصون نگه دارد، حتی در جدیترین و عمومیترین پروندهها" .
- ۲. حمایت بینالمللی، به ویژه از سوی آمریکا
در صبرا و شتیلا، آمریکا با وجود آگاهی از وقوع کشتار، از اعمال فشار بر اسرائیل خودداری کرد . این الگو تا امروز ادامه یافته است:
- سپتامبر ۲۰۲۵: آمریکا ششمین وتوی خود را علیه قطعنامه آتشبس در غزه اعمال کرد، علیرغم حمایت ۱۴ عضو دیگر شورای امنیت . - کشورهای اروپایی همچنان به ارسال سلاح به اسرائیل ادامه میدهند .
- ۳. عادیسازی خشونت و تغییر گفتمان عمومی
در اسرائیل امروز، ایدئولوژی برتریطلبی یهودی جریان اصلی شده است. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، مقامات ارشد اسرائیلی اظهارات نژادپرستانه متعددی ایراد کردند، از جمله یوآو گالانت، وزیر دفاع، که فلسطینیان را "حیوانات انسانی" خواند .
نتانیاهو در دسامبر ۲۰۲۳ در سخنرانی خود به فرمان کتاب مقدس برای نابودی عمالقه استناد کرد که منتقدان آن را غیرانسانیسازی فلسطینیان و توجیه نسلکشی تفسیر کردند .
- نتیجهگیری
الگویی که در صبرا و شتیلا مشاهده شد - محاصره غیرنظامیان، ائتلاف با نیروهای نیابتی برای انجام خشونت، آگاهی کامل از جنایات در حین وقوع، و نهایتاً فرار از مسئولیت از طریق تحقیقات صوری - دقیقاً در غزه امروز تکرار شده است. تفاوت اصلی در مقیاس است: در غزه، با استفاده از فناوریهای پیشرفتهتر و بمباران هوایی، شمار قربانیان به دهها هزار نفر رسیده است.
لی موردخای، تاریخدان اسرائیلی که مستندات گستردهای از جنایات جنگی در غزه گردآوری کرده، میگوید: "آنچه همه این اعمال در آن مشترک است، نابودی عمدی یک گروه است" .
تکرار این الگو در طول ۷۵ سال نشان میدهد که صبرا و شتیلا نه یک اشتباه یا انحراف، بلکه تجلی یک سیاست پایدار مبتنی بر پاکسازی قومی و مصونیت از مجازات بوده است.