توافق اسلو
- توافقهای اسلو: زمینهسازی برای زوال آرمان فلسطین
- توافقهای اسلو** (Oslo Accords) مجموعهای از توافقات میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) بودند که در سال ۱۹۹۳ در واشنگتن دیسی به امضا رسیدند. این توافقات که با میانجیگری ایالات متحده و تحت نظارت بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا انجام شدند، به عنوان نقطه عطفی در روند صلح خاورمیانه و گامی به سوی تشکیل دولت مستقل فلسطین معرفی شدند. با این حال، سه دهه پس از امضای این توافقات، بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران فلسطینی اسلو را نه تنها شکستخورده، بلکه زمینهساز تضعیف و انحلال تدریجی آرمان فلسطین میدانند .
- زمینه و هدفهای اعلامی توافق
توافقهای اسلو حاصل مذاکرات محرمانهای بودند که در اسلو، پایتخت نروژ، میان یاسر عرفات (رهبر ساف) و اسحاق رابین (نخستوزیر اسرائیل) انجام شدند. بر اساس این توافقات، تشکیلات خودگردان فلسطین تأسیس گردید و قرار بود ظرف پنج سال، مذاکرات نهایی درباره موضوعات اصلی از جمله مرزها، وضعیت قدس، بازگشت آوارگان و شهرکهای اسرائیلی به نتیجه برسد .
در مراسم امضای این توافق، بیل کلینتون از "آشتی امنیت مردم اسرائیل با امیدهای مردم فلسطین" سخن گفت. اما واقعیت آن بود که توافقنامه اسلو به طور عمدی از هرگونه اشاره به حق تعیین سرنوشت یا حاکمیت کامل فلسطینیان خودداری کرده بود .
- نقدهای ساختاری: طراحی برای شکست
- ابهام راهبردی و فقدان سازوکار اجرایی
شلومو بن آمی، وزیر خارجه پیشین اسرائیل، توافق اسلو را از نظر طراحی و اجرا دارای اشکالات اساسی میداند. به گفته وی، این توافقنامه هیچ تعهدی از سوی اسرائیل برای توقف شهرکسازی نداشت و هیچ سازوکار بینالمللی برای نظارت یا تحریم ناقضان توافق در آن پیشبینی نشده بود. بن آمی تأکید میکند: "این توافق بر این فرض غلط بنا شده بود که اعتماد میتواند بین اشغالگر و اشغالشده شکل بگیرد" .
عمر دجانی، عضو پیشین تیم مذاکرهکننده فلسطین، معتقد است که ایالات متحده به عنوان حامی اصلی توافق، میتوانست نقش مؤثری در جبران ضعفهای ساختاری اسلو ایفا کند، اما در عوض با استفاده از حق وتو در شورای امنیت، از اقدام علیه شهرکسازی اسرائیل جلوگیری کرد و عملاً "پوششی برای اقدامات یکجانبه اسرائیل" فراهم آورد .
- معاملهای نابرابر
تحلیلگران مؤسسه مطالعات فلسطین معتقدند که اسلو برای تأمین حاکمیت یا استقلال فلسطین طراحی نشده بود. اسرائیل با دقت تمامی بندهایی را که میتوانست به موجودیت سیاسی با حاکمیت واقعی منجر شود، از متن توافق حذف کرد. تشکیلات خودگردان فلسطین به جای یک دولت مستقل، به پیمانکاری امنیتی برای اسرائیل تبدیل شد که وظیفه سرکوب مقاومت و حفظ امنیت شهرکنشینان را بر عهده داشت .
- پیامدها: از خودمختاری محدود تا انحلال آرمان
- گسترش شهرکها به جای عقبنشینی
یکی از آشکارترین نشانههای ناکامی اسلو در تحقق اهدافش، رشد تصاعدی شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری است. در زمان امضای توافقنامه، حدود ۲۵۰ هزار شهرکنشین اسرائیلی در کرانه باختری و قدس شرقی ساکن بودند. این تعداد اکنون به نزدیک ۷۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. به عبارت دیگر، روند صلح نه تنها موجب توقف شهرکسازی نشد، که همزمان با آن سریعترین دوره گسترش شهرکها رقم خورد .
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسبق اسرائیل، در سال ۲۰۰۱ در یک گفتگوی محرمانه فاش کرد که با "تفسیر شخصی خود از توافقات" و تعریف مناطق امن، عملاً اجرای تعهدات اسرائیل طبق توافق اسلو را متوقف کرده است. او همچنین درباره آسانی مانور دادن در برابر آمریکا سخن گفت .
- هماهنگی امنیتی: سرکوب در خدمت اشغالگر
یکی از مخرّبترین جنبههای توافق اسلو برای آرمان فلسطین، "هماهنگی امنیتی" میان تشکیلات خودگردان و اسرائیل بود. این هماهنگی که ابتدا به عنوان یک تعهد قراردادی شکل گرفت، به مرور به رفتاری نهادی و حتی باوری تثبیتشده در رهبری تشکیلات خودگردان تبدیل شد. نتیجه آن، جناییسازی مقاومت فلسطین، تقویت اقتدارگرایی و تهدید دائمی امنیت فلسطینیانی بود که در بستری به شدت سرکوبگرانه زندگی میکنند .
تشکیلات خودگردان بیش از ۶۰ بار اعلام کرده که هماهنگی امنیتی را متوقف کرده یا خواهد کرد، اما این هماهنگی همچنان به قوت خود باقی است. به گفته منتقدان، تنها زمانی این هماهنگی واقعاً متوقف خواهد شد که تشکیلات خودگردان به شکل کنونی خود منحل شود .
- وابستگی اقتصادی و نابودی توسعه ملی
اسلو اقتصاد فلسطین را به شدت به اسرائیل وابسته کرد و ساختاری اقتصادی پدید آورد که ذاتاً متکی به کمکهای بینالمللی بود و حق توسعه فلسطین را نفی میکرد. بخش امنیتی تشکیلات خودگردان حدود ۴۴ درصد از کارمندان دولت را شامل میشود و نزدیک به یک میلیارد دلار از بودجه را مصرف میکند. این در حالی است که مردم فلسطین از ناامنی ناشی از اشغالگری اسرائیل رنج میبرند .
- از اسلو تا نسلکشی: سرانجام آرمان فلسطین
- فروپاشی تدریجی چارچوب اسلو
در فوریه ۲۰۲۶، کنست اسرائیل طرح ضمیمه کرانه باختری و توسعه شهرکها را تصویب کرد که به معنای خلع تدریجی قدرت از تشکیلات خودگردان و بازگرداندن کنترل کامل به اداره مدنی اسرائیل است. این تصمیم که ناقض آشکار توافقات اسلو بود، با سکوت و بیعملی جامعه بینالمللی مواجه شد .
یک تحلیلگر فلسطینی در این باره میگوید: "به نظر میرسد رهبری فلسطین هنوز متوجه نیست که در قدس چه میگذرد؛ کارزار یهودیسازی بدون وقفه ادامه دارد، خانهها تخریب میشوند و مقدسات اسلامی و مسیحی نقض میگردند. شاید این رمضان، آخرین ماه مسلمانان در قبله نخستشان باشد" .
- نسلکشی در غزه
با آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل حملات گستردهای را علیه این باریکه به راه انداخت که به نسلکشی، تخریب کامل زیرساختها و آوارگی اجباری جمعیت انجامید. این رویدادها نشان داد که چارچوب اسلو نه تنها نتوانسته از فلسطینیان حمایت کند، که عملاً زمینه را برای تشدید سرکوب فراهم آورده است .
- به رسمیتشناسی نمادین: تلاشی برای پاکسازی تصویر
برخی کشورهای غربی از جمله بریتانیا، فرانسه و استرالیا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ اقدام به به رسمیت شناختن دولت فلسطین کردند. با این حال، تحلیلگران این اقدامات را "نمادین" و "بدون هزینه" میدانند، زیرا در شرایطی انجام میشود که دیگر سرزمینی برای تشکیل دولت فلسطین باقی نمانده است. کر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، همزمان با این به رسمیتشناسی، شرطهایی مانند کنار گذاشتن حماس و برگزاری انتخابات زیر نظر اسرائیل را مطرح کرد که عملاً محتوای آن را تهی میساخت .
- رسوایی اخلاقی: مذاکرهکننده اسلو و جفری اپستاین
در فوریه ۲۰۲۶، اسناد تازهای فاش شد که ارتباط تریه رود-لارسن، دیپلمات نروژی و معمار اصلی توافقهای اسلو، با جفری اپستاین، مجرم جنسی، را آشکار ساخت. این اسناد نشان میدهد که رود-لارسن وام ۱۳۰ هزار دلاری از اپستاین دریافت کرده و نام دو فرزندش به مبلغ ۱۰ میلیون دلار در وصیتنامه اپستاین درج شده بود. همچنین او برای زنان روسی مرتبط با اپستاین ویزا گرفته بود .
مصطفی بارغوثی، دبیرکل ابتکار ملی فلسطین، در واکنش به این رسوایی گفت که از فساد در این مذاکرات "اصلاً شگفتزده نشده" و معتقد است اسلو از ابتدا یک "دام" برای فلسطینیان بوده است .
- نتیجهگیری: سوگواره وطن
توافقهای اسلو که به عنوان صلحنامهای تاریخی معرفی شدند، سی سال بعد به سوژهای برای "سوگواری ملی" فلسطینیان تبدیل شدهاند. یک مقاله تحلیلی در فوریه ۲۰۲۶ با عنوان "آیا در مرحله سوگواری وطن هستیم؟" به این پرسش میپردازد: "آیا میتوان گفت تشکیلات خودگردان فلسطین عملاً وارد مرحله فروپاشی کامل، شکست و آغاز تجزیه و انقراض شده است؟ آیا به زودی به نقطهای میرسیم که نه تشکیلاتی، نه وطنی و نه موجودیتی داشته باشیم؟" .
این تحلیل نتیجه میگیرد که آرمان فلسطین با اسلو نه تنها پیشرفت نکرد، که به تدریج توسط همان فرآیندی که نوید رهایی میداد، به حاشیه رانده و نهایتاً به انحلال کشانده شد. آنچه به عنوان "فرایند صلح" نامیده میشد، در عمل زمینهساز ادامه و تشدید اشغال، توسعه شهرکها و نهایتاً پاکسازی قومی در غزه و کرانه باختری گردید .