جنوب جهانی
جنوب جهانی (Global South) اصطلاحی است که در دهههای اخیر برای توصیف کشورهایی با تاریخچههای مشترک استعماری، چالشهای توسعهی مشابه، و دیدگاههای همسو در عرصه بینالمللی به کار گرفته شده است . این مفهوم که جایگزینی برای اصطلاحات قدیمیتری چون «جهان سوم» محسوب میشود، بر پویاییهای ژئوپلیتیک جدید و تلاش این کشورها برای بازتعریف نظم جهانی تمرکز دارد . در این میان، تحولات مرتبط با فلسطین و کنشگری فعال جمهوری اسلامی ایران، نقشی کلیدی در شکلدهی به هویت و دستور کار جنوب جهانی ایفا کردهاند.
- ریشهها و تعریف جنوب جهانی
استفاده معاصر از اصطلاح جنوب جهانی به اواخر دهه ۱۹۶۰ بازمیگردد . با این حال، ریشههای سیاسی آن را میتوان در کنفرانس باندونگ در سال ۱۹۵۵ جستجو کرد، جایی که کشورهای آسیایی و آفریقایی تازه استقلالیافته بهعنوان نیرویی جمعی در سیاست جهانی ظهور کردند . این جنبش با تأسیس جنبش عدم تعهد در سال ۱۹۶۱ و گروه ۷۷ در سال ۱۹۶۴ تداوم یافت و بستری برای همکاری کشورهای در حال توسعه (معروف به همکاری جنوب-جنوب) فراهم آورد .
جنوب جهانی صرفاً یک مفهوم جغرافیایی نیست؛ زیرا بسیاری از کشورهای این گروه در نیمکره شمالی (مانند هند و چین) قرار دارند . این اصطلاح بیشتر بر اشتراکات سیاسی و اقتصادی دلالت دارد: تجربه مشترک استعمار، تلاش برای توسعه و صنعتیشدن، و احساس نادیده گرفته شدن در نظامهای حکمرانی جهانی که به نفع کشورهای شمال (عمدتاً آمریکای شمالی و اروپا) طراحی شدهاند . افزایش چشمگیر سهم این کشورها در تولید ناخالص داخلی جهانی و رشد همکاریهای چندجانبه در چارچوب نهادهایی مانند بریکس، بر اهمیت روزافزون این بلوک در صحنه بینالمللی صحه میگذارد .
- تأثیر فلسطین بر وحدت و کنشگری جنوب جهانی
مسئله فلسطین به نمادی قدرتمند از مبارزه با بیعدالتی و استانداردهای دوگانه در نظام بینالملل تبدیل شده و نقشی اساسی در بیداری و همگرایی جنوب جهانی ایفا کرده است . جنگ غزه که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، به عنوان یک "آینه بحرانی" عمل کرد و شکست اخلاقی عمیق جامعه بینالمللی و انفعال یا همدستی قدرتهای غربی را در معرض دید همگان قرار داد .
این رویداد، کشورهای جنوب جهانی را به کنشگری جمعی واداشت. برجستهترین نمونه این کنشها، شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در دسامبر ۲۰۲۳ بود که در آن جنایت نسلکشی در غزه مطرح شد . آفریقای جنوبی با استفاده از سرمایهی اخلاقی خود به عنوان کشوری که از آپارتاید عبور کرده، عملاً رهبری تلاشها برای پاسخگو کردن قدرتها در برابر جنایات علیه بشریت را بر عهده گرفت . متعاقباً، حداقل دوازده کشور دیگر از جنوب جهانی برای پیوستن به این پرونده اعلام آمادگی کردند .
علاوه بر اقدامات حقوقی، تأثیر جنگ در غزه بر افکار عمومی و سیاست بینالملل، منجر به تغییراتی در مواضع برخی کشورها شد. بسیاری از کشورها روند عادیسازی روابط با اسرائیل را متوقف یا کند کردند و ابتکارات اقتصادی منطقهای مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) تحت تأثیر تنشهای ناشی از جنگ قرار گرفت . همچنین، تشکیل گروههایی مانند "گروه لاهه" توسط کشورهای جنوب جهانی، نشاندهنده عزمی جدی برای حمایت از فلسطین و تلاش برای پایان دادن به اشغالگری از طریق سازوکارهای بینالمللی بود . گسترش جنبشهای تحریم (BDS) در سراسر جهان نیز نشان از قدرت بسیجگری جنوب جهانی در حمایت از آرمان فلسطین دارد .
فلسطین به نمادی از "مقاومت در برابر ریاکاری غرب و نظام کهنه استعماری" تبدیل شده است . جنوب جهانی، با به چالش کشیدن مصونیت تلقیشدن اسرائیل، خواستار اصلاح نظام قضایی بینالمللی و گذار از "عدالت پیروزمندان" به "عدالت قربانیان" است .
- نقش و رویکرد ایران در پویایی جنوب جهانی
جمهوری اسلامی ایران خود را به عنوان عضوی فعال و تأثیرگذار در جنوب جهانی تعریف کرده و رویکردی راهبردی برای تعمیق روابط با این کشورها در پیش گرفته است. این رویکرد که با شعار "نه شرقی، نه غربی" انقلاب اسلامی نیز همخوانی دارد، بر ساختن نظم جهانی چندقطبی و عاری از سلطه غرب تأکید میکند .
- پیگیری چندجانبهگرایی و عضویت در نهادهای بینالمللی
تهران بهطور جدی به دنبال استفاده از ظرفیت سازمانهای بینالمللی همسو با جنوب جهانی است. عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای (SCO) و گروه بریکس (BRICS) نقطه عطفی در این مسیر محسوب میشود . مقامات ایرانی این نهادها را "فرصتی بینظیر" برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی و تقویت همکاریهای چندجانبه میدانند و تأکید میکنند که این رویکرد فراتر از بخش خصوصی و شامل نهادهای دولتی نیز میشود . حضور در این پیمانها، بخشی از استراتژی "نگاه به شرق" و "نگاه به جنوب" ایران در پاسخ به فشارها و تحریمهای غربی است .
- دیپلماسی مبتنی بر آرمانهای مشترک
ایران رویکرد خود را در قبال جنوب جهانی، فراتر از منافع مادی و بر پایه اصولی چون "کرامت انسانی"، "حاکمیت ملتها" و "مبارزه با ظلم" تعریف میکند . نمونه بارز این رویکرد، تلاش برای احیای روابط با سودان است. تهران پس از سالها قطع رابطه ناشی از فشارهای خارجی، در اکتبر ۲۰۲۳ روابط دیپلماتیک خود با خارطوم را از سر گرفت . تحلیلگران این اقدام را نه صرفاً یک تبادل دیپلماتیک معمولی، بلکه نمادی از "بیداری سیاسی و تمدنی جنوب جهانی در برابر نظام سلطه" و بازگشت ایران به "ریشههای تاریخی و تمدنی خود" ارزیابی میکنند . ایران در بحران سودان، خود را مدافع تمامیت ارضی و مخالف خشونت علیه غیرنظامیان معرفی کرده و آن را ادامه سیاست اصولی خود در قبال بحرانهای منطقه (مانند سوریه، یمن و فلسطین) میداند .
- همکاری اقتصادی برای عبور از تحریمها
جنبه اقتصادی برای ایران در تعامل با جنوب جهانی حیاتی است. این کشور در پی استفاده از توافقهای پایاپای و تجارت با ارزهای محلی برای دور زدن تحریمهای آمریکا و کاهش انزوای اقتصادی خود است . با وجود آنکه کارشناسان معتقدند این توافقات در مقیاس کوچک قادر به حل تمام مشکلات ساختاری اقتصاد ایران (مانند نیاز به سرمایهگذاری مستقیم خارجی) نیست، اما همچنان به عنوان یک راهبرد کلیدی دنبال میشود .
- میانجیگری چین و عادیسازی روابط با عربستان
یکی از موفقیتهای بزرگ دیپلماسی ایران در چارچوب جنوب جهانی، توافق برای از سرگیری روابط با عربستان سعودی در مارس ۲۰۲۳ بود که با میانجیگری چین به دست آمد . این رویداد از منظر ایران، "اوج موفقیت در روابط با جنوب جهانی" و نشانهای از ظهور "نظمی جایگزین" بود؛ نظمی که در آن قدرتهای غربی نقشی نداشتند و همکاری جنوب-جنوب تقویت میشد . این توافق نه تنها تنشهای منطقهای را کاهش داد، بلکه الگویی برای حل و فصل مناقشات توسط بازیگران جنوب جهانی ارائه کرد.
- نتیجهگیری
جنوب جهانی امروز به نیرویی تعیینکننده در عرصه بینالمللی تبدیل شده است که خواستار اصلاح نظامهای حکمرانی جهانی و ایجاد نظمی عادلانهتر است. مسئله فلسطین، بهویژه در پرتو تحولات غزه، بهعنوان یک نیروی محرکه قدرتمند برای همگرایی و کنشگری اخلاقی این بلوک عمل کرده و ریاکاری قدرتهای سنتی را برملا ساخته است . در همین حال، ایران با اتخاذ راهبردی مبتنی بر چندجانبهگرایی، عضویت در نهادهای کلیدی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای، و دیپلماسی فعال در مناطقی مانند آفریقا، خود را به عنوان بازیگری مؤثر در این پویایی معرفی کرده است . هر دو عامل فلسطین و ایران، با تأکید بر مفاهیم عدالت، مقاومت و استقلال، به شکلدهی هویت و مسیر آینده جنوب جهانی کمک شایانی میکنند.