گذرگاه رفح
تحلیل پیشِ رو با نگاهی جامع به پیشینه، تحولات و ابعاد حقوقی و سیاسی پیرامون **گذرگاه رفح** میپردازد و تلاش دارد تا با برجستهسازی مفاهیم **جنایت جنگی** و **استاندارد دوگانه** در روابط بینالملل، تصویری روشن از اهمیت این معبر حیاتی ارائه دهد.
```wiki گذرگاه رفح (به عربی: معبر رفح) تنها معبر مرزی میان مصر و نوار غزه در فلسطین است. این گذرگاه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک ویژه خود، همواره نقشی حیاتی در زندگی ساکنان غزه ایفا کرده و به عنوان تنها دریچه ارتباطی این منطقه با جهان خارج (تحت کنترلی غیر از اسرائیل) شناخته میشود. تاریخچه این گذرگاه با درگیریها، توافقها و بحرانهای سیاسی متعددی گره خورده و در سالهای اخیر، به ویژه در جریان جنگهای غزه، به نمادی از رنجهای انسانی و مناقشات بینالمللی تبدیل شده است.
- موقعیت و اهمیت جغرافیایی
گذرگاه رفح در نقطهای واقع شده که شهر رفح را به دو بخش مصری و فلسطینی تقسیم میکند. پس از خروج نیروهای اسرائیلی از نوار غزه در سال ۲۰۰۵، این گذرگاه به تنها معبری تبدیل شد که تحت کنترل مستقیم اسرائیل نبود و از همین رو، به «شریان حیاتی» جمعیت بیش از دو میلیونی غزه برای تردد افراد و ورود کالاهای اساسی و کمکهای بشردوستانه تبدیل گشت.
- تاریخچه تحولات
- تقسیم و اتحاد دوباره
مرز مدرن میان مصر و فلسطین در نزدیکی رفح، اولین بار در پی توافق مرزی میان امپراتوری عثمانی و بریتانیا در سال ۱۹۰۶ ترسیم شد. با تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸، نوار غزه تحت کنترل مصر قرار گرفت و عملاً مرزی میان دو سرزمین وجود نداشت. در جنگ ششروزه ۱۹۶۷، اسرائیل هر دو منطقه را اشغال کرد. سرانجام با پیمان کمپ دیوید و خروج اسرائیل از شبهجزیره سینا در ۱۹۸۲، شهر رفح دوباره به دو بخش تقسیم شد و خانوادههایی که در دو سوی مرز زندگی میکردند با موانع فیزیکی و حصارهای خاردار از یکدیگر جدا شدند.
- دوران پس از خروج اسرائیل از غزه (۲۰۰۵)
با اجرای طرح خروج یکجانبه اسرائیل از نوار غزه در سپتامبر ۲۰۰۵، کنترل سمت فلسطینی گذرگاه به تشکیلات خودگردان فلسطین واگذار شد. در نوامبر همان سال، بر اساس توافق حرکت و دسترسی (Agreement on Movement and Access) میان اسرائیل و تشکیلات خودگردان، گذرگاه رفح با نظارت ناظران اروپایی (ماموریت کمک مرزی اتحادیه اروپا - EUBAM) گشایش یافت. بر اساس این توافق، هرچند مصر و فلسطینیان گذرگاه را اداره میکردند، اما اسرائیل حق وتو بر ورود و خروج افراد از طریق دوربینهای مداربسته و کنترل بر فهرست جمعیتی فلسطینیان را برای خود محفوظ نگه داشت.
- بسته شدن و بازگشاییهای محدود
پس از آنکه حماس در ژوئن ۲۰۰۷ کنترل نوار غزه را به دست گرفت، گذرگاه رفح توسط مصر و اسرائیل بسته اعلام شد و ناظران اروپایی منطقه را ترک کردند. از آن زمان تاکنون، این گذرگاه به ندرت و بهطور محدود باز شده است. باز شدن آن عمدتاً به عبور زائران، بیماران نیازمند به درمان و موارد بشردوستانه خاص محدود بوده و تحت تأثیر روابط متغیر میان مصر، حماس و اسرائیل قرار داشته است. مصر نیز به دلایل امنیتی و سیاسی، از جمله جلوگیری از ورود عناصر مسلح به سینا، همکاری نزدیکی با اسرائیل در حفظ محاصره غزه داشته است.
- جنگ ۲۰۲۳ و پس از آن
در جریان جنگ غزه که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، گذرگاه رفح بار دیگر به کانون توجه جهانی تبدیل شد. در ماههای ابتدایی جنگ، این گذرگاه تنها روزنهای برای ورود کمکهای بشردوستانه بسیار محدود به غزه بود. در مه ۲۰۲۴، با گسترش عملیات زمینی اسرائیل به سمت جنوب، نیروهای اسرائیلی کنترل سمت فلسطینی گذرگاه رفح را به دست گرفتند که با واکنش تند مصر مواجه شد. در فوریه ۲۰۲۶ و در چارچوب توافق آتشبس، گذرگاه برای خروج بیماران و مجروحان فلسطینی به صورت محدود بازگشایی شد. با این حال، کارشناسان این اقدام را بیشتر نمادین و برای کاهش فشار بینالمللی بر اسرائیل ارزیابی میکنند تا یک تغییر اساسی در سیاست محاصره غزه.
- جنایت جنگی و نقض حقوق بینالملل در گذرگاه رفح
مفهوم جنایت جنگی به اعمال نقض فاحش حقوق بینالملل بشردوستانه اطلاق میشود که مسئولیت کیفری فردی را در پی دارد. وضعیت گذرگاه رفح در جنگ اخیر، مصادیق متعددی از این نقضها را نمایان ساخته است:
- **هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی**: در جریان حملات نظامی اسرائیل به نوار غزه، سمت فلسطینی گذرگاه رفح و مناطق اطراف آن بمباران شد. با توجه به اینکه گذرگاه رفح یک معبر کاملاً غیرنظامی برای عبور مردم و کمکها است، حمله به آن را میتوان در چارچوب حمله به تأسیسات غیرنظامی تلقی کرد، مگر در صورتی که به یک هدف نظامی مشروع تبدیل شده باشد. حقوق بینالملل حمله به تأسیسات ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی را ممنوع کرده است.
- **استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح**: بسته ماندن طولانیمدت گذرگاههای ورودی به غزه، از جمله رفح، و محدودیت شدید ورود غذا، آب، دارو و سوخت، توسط سازمانهای بینالمللی و کارشناسان حقوقی به عنوان مصداق «استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی» علیه جمعیت غیرنظامی محکوم شده است. این اقدام که جمعیت غیرنظامی را از محاصره خارج کرده و از دسترسی به ملزومات اولیه زندگی بازمیدارد، یک جنایت جنگی آشکار محسوب میشود.
- **جلوگیری از کمکهای بشردوستانه**: حقوق بینالملل بشردوستانه، قدرتهای اشغالگر را موظف به تضمین ورود و توزیع کمکهای بشردوستانه برای جمعیت غیرنظامی میکند. محدودیتهای شدید و مستمر بر ورود این کمکها از طریق رفح و کارشکنی در روند ارسال آنها، ناقض این تعهدات اساسی است.
- استاندارد دوگانه در رویکرد به گذرگاه رفح
استاندارد دوگانه یا دوگانگی معیارها به معنای اعمال مجموعهای از اصول متفاوت برای موقعیتهای مشابه است. در ارتباط با گذرگاه رفح و بحران غزه، این پدیده به وضوح قابل مشاهده است:
- تعریف استاندارد دوگانه
در علوم سیاسی و روابط بینالملل، استاندارد دوگانه زمانی رخ میدهد که یک کشور یا نهاد بینالمللی، رویدادها یا اقدامات مشابه را بسته به این که توسط کدام کشور یا گروه انجام شدهاند، به شکل متفاوت ارزیابی، محکوم یا تأیید کند. این رویکرد که ریشه در «مرکزیتگرایی غربی» و منافع ژئوپلیتیک دارد، به شدت به مشروعیت و بیطرفی هنجارهای بینالمللی لطمه میزند.
- مصادیق استاندارد دوگانه در مورد رفح و غزه
1. **حق دفاع مشروع در برابر اشغال**: جامعه بینالمللی و رسانههای غربی به طور سنتی مقاومت گروههای مختلف در برابر اشغال نظامی را در برخی نقاط جهان به رسمیت میشناسند. با این حال، در مورد فلسطینیان، مقاومت در برابر اشغال و محاصره که با ابزارهای گوناگون از جمله نظامی صورت میگیرد، بدون در نظر گرفتن ریشههای آن (اشغال، محاصره، آوارگی) صرفاً «تروریسم» نامیده میشود. این در حالی است که اقدامات مشابه در سایر نقاط جهان با عناوین متفاوتی مانند «مبارزان آزادیبخش» توصیف میشود. این دوگانگی، مبنای توجیه بسته شدن گذرگاهها و اعمال فشار جمعی بر مردم غزه قرار میگیرد. 2. **محکومیت خشونت**: خشونت علیه غیرنظامیان همواره محکوم است، اما میزان محکومیت و واکنش عملی به آن متفاوت است. در حالی که حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شدت از سوی کشورهای غربی محکوم شد، بمباران مناطق مسکونی، بیمارستانها و مدارس در غزه توسط اسرائیل (که منجر به کشته شدن دهها هزار غیرنظامی شد) اغلب با واکنشهای بینالمللی ملایمتر، همراه با تأکید بر «حق دفاع از خود» اسرائیل، مواجه شد. 3. **محاصره و آزادی حرکت**: غرب همواره بر حق آزادی حرکت به عنوان یک حق اساسی بشر تأکید میکند. با این حال، محاصره زمینی، دریایی و هوایی نوار غزه که از سال ۲۰۰۷ توسط اسرائیل و با همکاری مصر اعمال میشود، علیرغم فلج کردن کامل زندگی اقتصادی و اجتماعی دو میلیون نفر، با مخالفت عملی و مؤثر کشورهای غربی مواجه نشده است. بسته نگه داشتن گذرگاه رفح و تبدیل آن به یک «ابزار فشار سیاسی» توسط اسرائیل، در تضاد آشکار با این شعارهای جهانی قرار دارد. همانطور که یک تحلیلگر اشاره کرده است، «گذرگاه رفح به ابزاری برای فشار سیاسی اسرائیل تبدیل شده است؛ در دورههای آرامش نسبی باز میشود و هرگاه تنش در غزه افزایش یابد، کاملاً بسته میگردد».
4. **مسئولیتپذیری در برابر قوانین بینالمللی**: کشورهای غربی، به ویژه ایالات متحده، همواره بر لزوم پایبندی دیگر کشورها به قوانین بینالمللی تأکید میکنند، اما در قبال اقدامات متحدان خود، مانند اسرائیل، از این قوانین چشمپوشی کرده یا تفسیری جانبدارانه ارائه میدهند. این رفتار گزینشی که با عناوینی چون «اسرائیل حق دفاع از خود را دارد» توجیه میشود، به تضعیف نهادها و قوانین بینالمللی انجامیده است.
- نتیجهگیری
گذرگاه رفح فراتر از یک معبر مرزی، آیینه تمامنمای بحران انسانی و سیاسی در فلسطین است. تاریخچه آن روایتگر تقسیم، اشغال، محاصره و رنجی است که بر مردم غزه رفته است. تحولات پیرامون این گذرگاه، به ویژه در جنگ اخیر، نه تنها ابعاد فاجعهبار جنایتهای جنگی مانند استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح و هدف قرار دادن غیرنظامیان را آشکار ساخته، بلکه پرده از استاندارد دوگانهای برداشته است که در آن قواعد بینالمللی قربانی منافع ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ میشوند. بازگشایی گاهبهگاه و محدود این گذرگاه، بیش از آنکه نشانهای از تغییر سیاستها باشد، یادآور این واقعیت تلخ است که سرنوشت میلیونها انسان، به معادلاتی سیاسی گره خورده که در آن حقوق بنیادین بشر، اغلب نادیده گرفته میشود.
- جستارهای وابسته
- نوار غزه
- درگیری اسرائیل و فلسطین
- محاصره نوار غزه
- حقوق بینالملل بشردوستانه
- گذرگاه مرزی
- بنیادگرایی یهودی
منابع
```