نکبت
- نکبت (فاجعه ۱۹۴۸ فلسطین)
- نکبت** (به عربی: النکبة، به معنای «فاجعه» یا «کاتاستروف») اصطلاحی است که فلسطینیان برای اشاره به آوارگی اجباری و پاکسازی قومی حدود ۷۵۰٬۰۰۰ فلسطینی از سرزمینهای خود در جریان جنگ ۱۹۴۸ و تأسیس دولت اسرائیل به کار میبرند. این رویداد که از دسامبر ۱۹۴۷ تا ژانویه ۱۹۴۹ به طول انجامید، منجر به نابودی، تخلیه اجباری و ویرانی صدها شهر و روستای فلسطینی و تغییر بنیادین ترکیب جمعیتی فلسطین تاریخی شد .
- تعریف و ریشههای تاریخی
واژه «نکبت» در معنای لغوی به بلایای طبیعی مانند زلزله یا طوفان اشاره دارد، اما در مورد فلسطین، این اصطلاح فرآیندی برنامهریزیشده از پاکسازی قومی را توصیف میکند که طی آن یک ملت غیرمسلح تخریب و جمعیت آن آواره شدند تا ملتی دیگر بهصورت سیستماتیک جایگزین آنها شود . برخلاف بلایای طبیعی، نکبت فلسطین نتیجه یک طرح نظامی انسانساز با موافقت دولتهای دیگر بود که به تراژدی بزرگی برای مردم فلسطین انجامید .
پیشینه این رویداد به دههها قبل و ظهور جنبش صهیونیسم در اروپا بازمیگردد. ایده «انتقال» جمعیت عرب فلسطین، مفهومی بود که رهبران صهیونیست از دیرباز در اندیشه داشتند. در سال ۱۹۴۷، سازمان ملل طرح تقسیم فلسطین به دو دولت یهودی و عربی را تصویب کرد، طرحی که از سوی رهبران صهیونیست پذیرفته و از سوی کشورهای عربی و رهبران فلسطین رد شد . این طرح زمینهساز تشدید خشونتها و در نهایت اجرای طرحهای از پیشطراحیشده برای پاکسازی قومی فلسطین شد.
- آوارگی و کشتارها در سال ۱۹۴۸
بر اساس آمار رسمی، در سال ۱۹۴۸ حدود ۱٫۴ میلیون فلسطینی در ۱٬۳۰۰ شهر و روستای فلسطین زندگی میکردند. از این تعداد، بیش از ۸۰۰٬۰۰۰ نفر از سرزمینهای خود رانده شده و به کرانه باختری، نوار غزه، کشورهای عربی همسایه و سایر نقاط جهان گسیل شدند . هزاران فلسطینی دیگر از خانههای خود آواره شدند اما در سرزمینهای تحت کنترل اسرائیل باقی ماندند و به «عربهای داخلی» معروف شدند .
- تخریب شهرها و روستاها
بر اساس شواهد مستند، نیروهای اسرائیلی کنترل ۷۷۴ شهر و روستا را به دست گرفته و ۵۳۱ شهر و روستای فلسطینی را در جریان نکبت ویران کردند . بسیاری از این مناطق کاملاً از روی نقشه محو شدند و نامهای عبری جایگزین نامهای عربی گردید . از میان حدود ۱۶۰٬۰۰۰ فلسطینی که در سرزمینهای تحت کنترل اسرائیل باقی ماندند، بسیاری نیز به «آوارگان داخلی» تبدیل شدند .
- کشتارها
جنایات نیروهای اسرائیلی شامل بیش از ۷۰ کشتار بود که در آنها ۱۵٬۰۰۰ فلسطینی کشته شدند . مشهورترین این کشتارها در روستای دیر یاسین در نزدیکی اورشلیم (بیتالمقدس) رخ داد. در ۹ آوریل ۱۹۴۸، جنگجویان سازمانهای ایرگون و لِحی بیش از ۱۰۰ مرد، زن و کودک فلسطینی را در این روستا به قتل رساندند. خبر این کشتار بهسرعت در سراسر فلسطین منتشر شد و نقش مؤثری در ایجاد وحشت و فرار مردم از مناطق دیگر داشت .
کشتارهای دیگری نیز رخ داد، از جمله در روستای الطنطوره در ۲۲ مه ۱۹۴۸ که بنا بر برخی تخمینها ۲۳۰ نفر در آن کشته شدند . در شهر لِد (اللد) در ماه ژوئیه ۱۹۴۸، نیروهای اسرائیلی پس از بمباران هوایی، وارد شهر شده و ۴۲۶ نفر از ساکنان را که بیشترشان در مسجد شهر پناه گرفته بودند، به قتل رساندند. بازماندگان مجبور به ترک شهر با پای پیاده به سمت کرانه باختری شدند و بسیاری در راه بر اثر گرسنگی و تشنگی جان باختند . همچنین گزارشهایی از مسموم کردن چاههای آب روستاها به عنوان بخشی از برنامه جنگ بیولوژیک وجود دارد .
- طرحریزی سازمانیافته: نقش «طرح دالت»
یکی از اسناد کلیدی در درک سازمانیافتگی نکبت، «طرح دالت» (Plan Dalet) است که در مارس ۱۹۴۸ توسط رهبری صهیونیست به تصویب رسید. این طرح که توسط ایلان پاپه، تاریخدان اسرائیلی، به عنوان «طرح جامع برای اخراج فلسطینیان» توصیف شده ، دستورالعملهایی برای تصرف و پاکسازی مناطق فلسطینینشین ارائه میداد. بر اساس این طرح، در صورت مقاومت، جمعیت روستاهای تصرفشده باید به خارج از مرزهای دولت یهودی اخراج میشدند .
اجرای طرح دالت در آوریل ۱۹۴۸ با عملیات نحشون آغاز شد و طی آن واحدهای پالماخ (نیروی ضربت هاگانا) به روستاهای اطراف اورشلیم یورش بردند . پس از اجرای این طرح، موج عظیمی از آوارگی شکل گرفت و تا اول مه ۱۹۴۸، یعنی دو هفته پیش از اعلام استقلال اسرائیل، نزدیک به ۱۷۵٬۰۰۰ فلسطینی (حدود ۲۵ درصد) آواره شده بودند .
در ماههای آوریل و مه ۱۹۴۸، شهرهای اصلی فلسطین یکی پس از دیگری سقوط کردند. طبریه در ۱۸ آوریل، حیفا در ۲۱-۲۲ آوریل، صفد در اوایل مه، و یافا در ۱۳ مه به تصرف درآمدند و ساکنان عرب آنها اخراج یا گریختند . در حیفا، جمعیت ۵۵٬۰۰۰ نفری فلسطینی با قایق به لبنان گسیل شدند .
- ادامه نکبت: از ۱۹۴۸ تا امروز
نکبت تنها به رویدادهای ۱۹۴۸ محدود نمیشود، بلکه فرآیندی مداوم از آوارگی و محرومیت فلسطینیان است. در جنگ ۱۹۶۷، موج جدیدی از آوارگی رخ داد و دهها هزار فلسطینی دیگر آواره شدند .
- وضعیت کنونی آوارگان
بر اساس آمار آنروا (آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی)، در اواسط سال ۲۰۱۳ حدود ۵٫۳۵ میلیون آواره فلسطینی ثبتشده وجود داشت. حدود ۲۹ درصد از این آوارگان در ۵۸ اردوگاه آوارگان زندگی میکنند که ۱۹ اردوگاه در کرانه باختری، ۸ اردوگاه در نوار غزه، و بقیه در اردن، سوریه و لبنان قرار دارند .
جمعیت فلسطین از ۱٫۴ میلیون نفر در سال ۱۹۴۸ به حدود ۱۱٫۸ میلیون نفر در سال ۲۰۱۳ رسیده است، اما همچنان نزدیک به نیمی از این جمعیت (۴۴٫۲ درصد) در سرزمینهای فلسطینی آواره هستند . در سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸ (اسرائیل)، جمعیت فلسطینیان از ۱۵۴ هزار نفر در سال ۱۹۴۸ به ۱٫۴۳ میلیون نفر در سال ۲۰۱۳ افزایش یافته است .
- شهرکسازی و مصادره زمین
در کرانه باختری، تا پایان سال ۲۰۱۳ حدود ۴۸۲ شهرک و پایگاه نظامی اسرائیلی وجود داشت و شمار شهرکنشینان حدود ۵۶۳٬۵۴۶ نفر بود. حدود ۴۹٫۲ درصد از این شهرکنشینان در استان قدس (اورشلیم) ساکن هستند . شهرکنشینان اسرائیلی سالانه ۵۰ میلیون مترمکعب آب از فلسطینیان میدزدند تا زمینهای تصرفشده را آبیاری کنند .
در مجموع، اسرائیل بیش از ۸۵ درصد از مساحت ۲۷٬۰۰۰ کیلومترمربعی فلسطین تاریخی را تحت کنترل دارد . دیوار حائل و ضمیمهسازی (دیوار حائل) نیز حدود ۱۲ درصد از اراضی کرانه باختری را از این منطقه جدا کرده است .
- سکوت و انکار غرب
یکی از جنبههای برجسته نکبت، سکوت و انکار طولانی مدت جامعه بینالمللی، به ویژه قدرتهای غربی، در قبال این فاجعه بوده است.
- انکار تاریخی
در سالهای پس از ۱۹۴۸، رسانهها و محافل سیاسی غرب از گزارش و محکومیت جنایات علیه فلسطینیان خودداری کردند. پیام واضح به اسرائیل این بود که پاکسازی قومی فلسطینیان توسط غرب، به ویژه ایالات متحده، تحمل خواهد شد . این سکوت ریشه در عوامل متعددی از جمله استعمارگری، اسلامهراسی، و تمایل اروپا برای کنار آمدن با میراث هولوکاست از طریق حمایت از پروژه صهیونیسم داشت .
- تغییر موضع آمریکا
تحلیل اسناد تاریخی نشان میدهد که دولت آمریکا در ابتدا از حق بازگشت آوارگان فلسطینی دفاع میکرد. دیپلماتها و مقامات اطلاعاتی آمریکا در جریان نکبت، تحولات را از نزدیک زیر نظر داشتند و به خوبی از ماهیت فاجعه آگاه بودند. جرج مارشال، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، در نامهای به وضوح تأکید کرد که علت آوارگی فلسطینیان نه ورود ارتشهای عربی، بلکه تصرف حیفا و یافا توسط نیروهای یهودی بوده است .
اما این موضعگیری به تدریج تغییر کرد. با روی کار آمدن لیندون جانسون پس از ترور جان اف. کندی، آمریکا به تدریج از حمایت از حق بازگشت آوارگان فاصله گرفت. در سال ۱۹۶۶، هنگامی که دیپلماتهای اسرائیلی به وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کردند که دیگر به پیشنهادهای مربوط به اسکان مجدد آوارگان فلسطینی علاقهای ندارند و چنین پیشنهادهایی را «فراخوانی برای نابودی اسرائیل» میدانند، دولت جانسون هیچ واکنشی نشان نداد . اینگونه بود که دوره مسئولیتشناسی اسرائیل در قبال تراژدی آوارگان فلسطینی پایان یافت.
در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، انکار نکبت ابعاد تازهای یافت. دولت او نه تنها از راهکار دو کشوری فاصله گرفت، بلکه در گزارشهای سالانه خود درباره حقوق بشر، دیگر کرانه باختری و نوار غزه را «سرزمینهای اشغالی» نخواند .
- سکوت اروپا
اتحادیه اروپا نیز هرگز به طور رسمی سالگرد نکبت را به رسمیت نشناخته است. در سال ۲۰۲۳، اورزولا فون درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، ویدئویی منتشر کرد که در آن روایت اسرائیلی از «شکوفا کردن بیابان» را تأیید میکرد. این در حالی است که تنها چند ماه بعد، وزیر خارجه وقت اسرائیل، نخستوزیر اسپانیا را «دلقک» و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا را «یهودستیز» خواند، اما کمیسیون اروپا هرگز بابت استفاده از شعارهایی که پاکسازی قومی فلسطین را سفید میشوید، عذرخواهی نکرد .
- انکار امروز: وخیمتر از گذشته
ایلان پاپه، تاریخدان اسرائیلی، معتقد است که نقش همراهیکننده کشورهای غربی در بمباران غزه، حتی از موضع آنها در زمان نکبت نیز وخیمتر است. او میگوید: «در سال ۱۹۴۸ تلویزیونی وجود نداشت. مردم تلفن هوشمند نداشتند و نسبتاً آسان بود که نکبت، پاکسازی قومی، را پنهان کنند و ادعا کنند وجود نداشته است. اما اکنون نمیتوان گفت مردم نمیدانند چه میگذرد، در حالی که تصاویر آن روی صفحههای ما ظاهر میشود. بنابراین سطح انکار امروز بسیار شومتر و خشمگینکنندهتر است» .
- نکبت دوم: هشدار سازمان ملل در ۲۰۲۵
در مه ۲۰۲۵، کمیته ویژه سازمان ملل متحد برای بررسی اقدامات اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، هشدار داد که سیاستهای اسرائیل در غزه و کرانه باختری ممکن است به «نکبت دوم» منجر شود. این کمیته که در دسامبر ۱۹۶۸ توسط مجمع عمومی سازمان ملل تأسیس شده، در بیانیه پایانی مأموریت میدانی خود در امان تأکید کرد: «اسرائیل همچنان به اعمال رنجهای غیرقابل تصور بر مردمی که زیر اشغال زندگی میکنند، ادامه میدهد، در حالی که به سرعت مصادره زمینها را به عنوان بخشی از جاهطلبیهای استعماری گستردهتر خود توسعه میدهد. آنچه ما شاهد آن هستیم بهخوبی میتواند نکبت دیگری باشد» .
کمیته ویژه با استناد به شهادتهای متعدد، تأکید کرد که استفاده از شکنجه و سایر اشکال مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، از جمله خشونت جنسی، یک رویه سیستماتیک ارتش و نیروهای امنیتی اسرائیل است و در زندانها و اردوگاههای بازداشت نظامی اسرائیل گسترده است .
این کمیته همچنین از محاصره کامل کمکرسانی به غزه و «سلاحی کردن حق غذا» انتقاد کرد و گفت: «تصور جهانی که در آن دولتی چنین سیاستهای فاسدی را برای به گرسنگی کشاندن یک جمعیت اجرا کند، در حالی که کامیونهای غذا تنها چند کیلومتر دورتر هستند، دشوار است. با این حال، این واقعیت دردناک برای مردم غزه است» .
- نتیجهگیری
نکبت نه تنها یک رویداد تاریخی، بلکه زخمی باز و فرآیندی مداوم در تاریخ فلسطین و خاورمیانه است. پاکسازی قومی حدود ۸۰۰٬۰۰۰ فلسطینی، تخریب بیش از ۵۰۰ شهر و روستا، و کشتار هزاران غیرنظامی در سالهای ۱۹۴۷-۱۹۴۹، زیربنای منازعهای را شکل داد که تا امروز ادامه دارد.
سکوت و انکار غرب در قبال این فاجعه، چه در سالهای ۱۹۴۸ و چه در دهههای بعد، نقش مهمی در تداوم آن داشته است. از تغییر موضع تدریجی آمریکا در دهه ۱۹۶۰ تا خودداری اتحادیه اروپا از به رسمیت شناختن نکبت، و از حمایت نظامی و سیاسی بیدریغ از اسرائیل تا وتوی قطعنامههای شورای امنیت، قدرتهای غربی با اقدامات خود نه تنها در پاکسازی قومی ۱۹۴۸ شریک بودهاند، بلکه زمینه را برای تداوم آن تا امروز فراهم کردهاند.
همانطور که مورخ ایلان پاپه تأکید میکند، انکار امروز نکبت و جنایات جاری علیه فلسطینیان، با وجود تصاویری که هر روز از غزه و کرانه باختری مخابره میشود، «شومتر» از دوران نکبت است . هشدارهای اخیر نهادهای سازمان ملل درباره «نکبت دوم» نشان میدهد که خاطره ۱۹۴۸ نه تنها زنده است، بلکه ممکن است به زودی در مقیاسی وسیعتر تکرار شود . به رسمیت شناختن نکبت و پایان دادن به انکار آن، نخستین گام برای درک ریشههای منازعه و حرکت به سوی عدالت و صلحی پایدار است.