ائتلاف ۸ مارس
ائتلاف ۸ مارس، یکی از دو جناح عمده سیاسی و پارلمانی بود که از بهار سال ۲۰۰۵ نقشه سیاسی لبنان را بازتعریف کرد. این ائتلاف در واکنش مستقیم به ترور رفیق حریری (نخستوزیر اسبق لبنان) و در پی فشارهای سنگین غرب و شورای امنیت سازمان ملل (بهویژه قطعنامه ۱۵۵۹) برای اخراج ارتش سوریه و خلع سلاح حزبالله متولد شد.
وجه تمایز ائتلاف ۸ مارس، تنوع کمنظیر طایفهای آن بود؛ پیوند میان شیعیان (حزبالله و امل)، بخش بزرگی از مسیحیان مارونی (به رهبری ژنرال میشل عون و سلیمان فرنجیه)، دروزیها (به رهبری طلال ارسلان) و ناصریها و ملیگرایان سنی. این جریان در طول دو دهه گذشته نقش سنگر سیاسی و قانونی برای حفاظت از سلاح مقاومت اسلامی، تقویت محور منطقهای و جلوگیری از الحاق لبنان به طرحهای ژئوپلیتیک غرب را ایفا کرده است.
زمینه پیدایش و ریشههای شکلگیری
۱. ترور رفیق حریری و خروج سوریه
در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵، کاروان حامل رفیق حریری در بیروت منفجر شد. جریانهای مخالف حضور سوریه در لبنان، دمشق و همپیمانانش را متهم ساختند. با هدایت سفارتخانههای غربی و عربی، اعتراضاتی موسوم به «انقلاب سدر» شکل گرفت که خواهان خروج فوری ارتش سوریه و اجرای کامل قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت (مبنی بر خلع سلاح همه نیروهای مردمی در لبنان) بود.
۲. تظاهرات تاریخی ۸ مارس ۲۰۰۵ (وفاداری به مقاومت و دمشق)
در پاسخ به این تحرکات، سید حسن نصرالله فراخوانی عمومی برای تجمع در میدان «ریاض الصلح» در مرکز بیروت صادر کرد. در ۸ مارس ۲۰۰۵، بیش از یک میلیون لبنانی با شعار «شکراً سوریا» (سوریه متشکریم) به خیابانها آمدند:
- این تظاهرات عظیم نشان داد که بخش عمدهای از جامعه لبنان، نقش سوریه در پایان جنگ داخلی و پشتیبانی از مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل را ارج مینهند.
- ائتلاف حامیان مقاومت از همان روز نام «جریان ۸ مارس» را بر خود نهاد و ۶ روز بعد، در ۱۴ مارس ۲۰۰۵، جناح رقیب دست به تجمع زد و به «ائتلاف ۱۴ مارس» مشهور شد.
ارکان و ساختار تشکیلدهنده
1. دوگانه شیعی: حزبالله لبنان (به رهبری سید حسن نصرالله) و جنبش امل (به رهبری نبیه بری). این بلوک ثبات و پشتوانه آرای شیعیان در جنوب، بقاع و ضاحیه را تأمین میکرد.
2. پایگاه بزرگ مسیحی مارونی (تفاهم مار مخایل): ژنرال میشل عون پس از بازگشت از تبعید پاریس، در ۶ فوریه ۲۰۰۶ پیمان تاریخی «مار مخایل» را در کلیسایی در حاره حریک با سید حسن نصرالله امضا کرد. این رویداد اکثریت مسیحیان لبنان را به حامیان اصلی مقاومت بدل کرد و مانع از انزوای طایفهای حزبالله شد.
3. جریان المرده (سلیمان فرنجیه): پایگاه سنتی و قدرتمند مسیحیان شمال لبنان (زغرتا) با پیوندهای وثیق خانوادگی و راهبردی با رهبری سوریه.
4. جریانهای غیرطایفهای و ناصری: حزب سوری قومی اجتماعی (SSNP)، حزب دموکراتیک لبنان (دروزیها) و چهرههای برجسته اهلسنت (نظیر خانواده کرامی در طرابلس، عبدالرحیم مراد در بقاع و اسامه سعد در صیدا).
تحولات و رویدادهای سرنوشتساز
۱. جنگ ۳۳ روزه (۲۰۰۶) و همبستگی داخلی
در طول تهاجم اسرائیل در تابستان ۲۰۰۶، ائتلاف ۸ مارس به رهبری سیاسی میشل عون و نبیه بری در کنار حزبالله ایستاد. میزبانی مسیحیان از آوارگان شیعه جنوب و ضاحیه، طراحیهای دشمن برای ایجاد جنگ داخلی در بحبوحه حملات نظامی را نقش بر آب کرد.
۲. بحران سیاسی ۲۰۰۶–۲۰۰۸ و تحصن بیروت
پس از جنگ، وزرای شیعه و ۸ مارس در اعتراض به تصمیمات انحصارطلبانه دولت فؤاد سنیوره (از ۱۴ مارس) استعفا دادند و به مدت ۱۸ ماه در مرکز بیروت تحصن کردند. در مه ۲۰۰۸، زمانی که دولت سنیوره به دنبال قطع شبکه ارتباطی مخابراتی نظامی حزبالله و برکناری رئیس حفاظت فرودگاه بیروت بود، رویداد ۷ مه ۲۰۰۸ رخ داد که طی آن نیروهای مقاومت بیروت غربی را ظرف چند ساعت کنترل کردند.
۳. توافقنامه دوحه (مه ۲۰۰۸)
رویدادهای ۷ مه به برگزاری نشست سران در دوحه قطر انجامید و در نتیجه آن:
- اصل «یکسوم معطل/تضمینکننده» برای ائتلاف ۸ مارس به رسمیت شناخته شد؛ اصلی که بر اساس آن هیچ تصمیمی در هیئت دولت بدون رضایت این جناح امکان تصویب نداشت.
- ژنرال میشل سلیمان به عنوان رئیسجمهور توافقی برگزیده شد و قانون انتخابات بازنگری گردید.
۴. بحران سوریه و تغییر موازنه (۲۰۱۱ به بعد)
با آغاز ناآرامیها و جنگ تحمیلی تروریستی علیه سوریه در سال ۲۰۱۱، ائتلاف ۸ مارس موضعی قاطع در حمایت از دمشق اتخاذ کرد. حزبالله و احزاب همپیمان وارد میدان نبرد با تکفیریها در مرزهای شرقی (قلمون و عرسال) و عمق خاک سوریه شدند و پروژه تغییر نظام در دمشق را خنثی کردند.
۵. تصدی ریاستجمهوری توسط میشل عون (۲۰۱۶)
پس از بیش از دو سال خلأ ریاستجمهوری ناشی از اصرار ۸ مارس بر نامزدی میشل عون، سرانجام در ۳۱ اکتبر ۲۰۱۶، ژنرال عون با حمایت قاطع حزبالله و پس از توافقهای سیاسی، به عنوان سیزدهمین رئیسجمهور لبنان انتخاب شد که پیروزی دیپلماتیک بزرگی برای این ائتلاف به شمار میرفت.
مبانی و دکترین فکری-سیاسی
ائتلاف ۸ مارس بر چهار اصل محوری استوار بود:
- معادله طلایی (الجیش والشعب والمقاومة): اعتقاد به اینکه ارتش لبنان به تنهایی فاقد توان تسلیحاتی برای دفع تجاوزات رژیم صهیونیستی است و حفظ سلاح مقاومت تضمینکننده امنیت ملی کشور است.
- دموکراسی توافقی: مخالفت با تحمیل تصمیمگیریها بر اساس اکثریت عددی شکننده و لزوم مشارکت همه طوایف اصلی در تصمیمات راهبردی کشور.
- مبارزه با پروژههای سازش منطقهای: رد قاطع توافقنامههای عادیسازی با رژیم صهیونیستی و پافشاری بر حق بازگشت آوارگان فلسطینی.
وضعیت معاصر و پیامدهای استراتژیک
با ورود به دهه ۲۰۲۰ و پس از بحران اقتصادی شدید لبنان، اعتراضات اکتبر ۲۰۱۹، انفجار بندر بیروت (۲۰۲۰) و پایان دوره ریاستجمهوری عون (۲۰۲۲)، مرزبندیهای سنتی ۸ و ۱۴ مارس تا حدی تغییر شکل داد؛ با این حال بلوک پارلمانی مقاومت و امل همچنان هسته مستحکم این ساختار را تشکیل میدهند.
ائتلاف ۸ مارس موفق شد مانع از بینالمللیسازی بحران لبنان، انحلال مقاومت، یا امضای پیمانهای امنیتی با غرب شود و موازنه قدرت نظامی و امنیتی در جنوب لبنان را تا زمان درگیریهای سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به سود محور مقاومت تثبیت کند.
منابع
1. نزار حمزه، حزبالله: سیاست و دین (In the Path of Hizbullah)، دانشگاه سیراکیوز، ۲۰۰۴.
2. آرشیو اسناد مرکز مطالعات استراتژیک بیروت (المرکز الاستشاری للدراسات والتوثیق): تحلیل بیانیهها و مواضع تحالف ۸ آذار، بیروت.
3. ویلیام هریس، تاریخ نوین لبنان (Lebanon: A History, 600 - 2011)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۱۲.
4. مجموعه سخنرانیها و مواضع سیاسی سید حسن نصرالله (۲۰۰۵–۲۰۱۶)، مؤسسه انتشاراتی دارالمعارف الحکمیة، بیروت.