استقامت
استقامت، ثبات قدم در راه حق و مقاومت در برابر سختیهای برخاسته از انقلاب اسلامی.
استقامت به معنای پایداری کردن و ثبات، در ادبیات قرآنی و روایی در دو سطح فردی و اجتماعی، اساس پیروزی در کارها شمرده شده است.
قرآن در سطح فردی به استقامت در برابر وسوسههای شیطان و در سطح اجتماعی به ثبات قدم امر کرده و امامخمینی نیز در دوران مبارزه و جنگ بر این مفهوم تأکید داشت. ایشان استقامت را یکی از آموزههای اسلام دانسته و استقامت در امور را از خود آن امور مشکلتر برشمرده و از مردم میخواست در برابر مشکلات استقامت کنند.
امامخمینی در یک بعد به استقامت مردم و ایجاد رابطهای میان افزایش ظلم و رشد مقاومت اشاره و در بعدی دیگر برخی گروههای مبارز مذهبی و دانشگاهی را به استقامت دعوت میکرد.
امامخمینی به ابعاد مختلف استقامت اشاره کرده؛ در بعد سیاسی، موفقیتها در صحنه سیاسی را رهین همت مردم و استقامت رزمندگان و در بعد اقتصادی، حل مشکلات اقتصادی را نیازمند مقاومت ملت میدانست و در بعد فرهنگی ـ اجتماعی، مراکز دانشگاهی را محلی برای تربیت انسانی و ایجاد استقامت عمومی معرفی میکرد و استقامت در برابر کاستیهای ناشی از جنگ تحمیلی و مقاومت در برابر ناملایمات را یکی از کارهای بزرگ ملت ایران میدانست.
معنای لغوی و اصطلاحی
استقامت از ریشه «قوم» است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال، ثبات و مداومت ذکر کردهاند. در ادبیات فارسی استقامت به معنای راستی، ایستادن، پایداریکردن، ثبات و استقرار در کار آمده است. این واژه در عرف رایج به معنای ثبات قدم و تحمل همه سختیها و ناامیدنشدن در مقابل آنهاست.
پیشینه
استقامت در دو بعد فردی و اجتماعی کاربرد دارد و در منابع اخلاقی و تربیتی بیشتر به معنای فردی آن توجه شده است؛ ازجمله در مفهوم صبر از آن سخن گفتهاند. قرآن در سطح فردی به استقامت در برابر وسوسههای شیطان و گاهی به استقامت در وفای به عهد و پیمان و گاه به استقامت در توحید اشاره کرده است. پیامبران الهی الگویی شایسته در رعایت صبر و مقاومتاند و خداوند در قرآن از پیامبرانی یاد میکند که تکذیب شدند اما در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند و در این راه آزار دیدند، تا هنگامی که یاری خداوند به آنان رسید. موسی(ع) و هارون(ع) از پیامبران الهیاند که در قرآن مأمور به استقامت شدهاند. استقامت در تبلیغ دین یکی از مهمترین وظایف پیامبران(ع) بهشمار میرود. قرآن به استقامت در سطح اجتماعی نیز توجه کرده است؛ چنانکه به ثبات قدم در راه حق و پیروی از استقامت پیامبر(ص) امر شده است؛ راهی که هدایت جامعه اسلامی در آن قرار دارد. امامخمینی نیز با توجه به دشواریهای دوران مبارزه و سپس مقابله با دشمنان پس از پیروزی ازجمله جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بارها بر این مفهوم اسلامی تأکید کرده است.
نقش و جایگاه استقامت
از قرآن و روایات اسلامی فهمیده میشود اساس پیروزی در کارها استقامت و پایمردی است. قرآن سربازان کمتعدادِ اسلام را که یاری خداوند شامل آنان شده با همین وصف معرفی میکند و صابران را کسانی میداند که در سختیها، استقامت به خرج میدهند و از پای درنمیآیند. استقامت تنها تسلیمنشدن در برابر مشکلات نیست؛ چنانکه پایداری در میدان جهاد و عدم خضوع در برابر دشمن به مراتب اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ به گونهای که مجاهدتهای امتهای پیشین به همراه پیامبران الهی (صبر و شکیبایی طالوتیان در برابر سپاه جالوت) الگویی آموزنده برای مجاهدان آینده معرفی شده است. در همین راستا امیرالمؤمنین علی(ع) مردم را به استقامت در ایمان دعوت میکند. آن حضرت استقامت را نسبت به ایمان همچون سر به بدن میداند.
امامخمینی استقامت و پایداری در امور را یکی از آموزههای اسلام دانسته است؛ تا آنجا که ایشان استقامت در امور را از خود آن امور مشکلتر برشمرده است. ایشان با توجه به آیه «فَاسْتَقِمْ کما اُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَک»، استقامت در برابر سختیها را بسیار پراهمیت میدانست و از مردم میخواست در برابر مشکلات مقاومت نشان دهند و تسلیم نشوند. ایشان با اشاره به حدیثی که پیامبر(ص) آیه یادشده را مایه پیری زودرس خود شمرده است، دلیل سنگینی این آیه را نگرانی رسول خدا(ص) از عدم استقامت همراهانش در راه هدفشان میدانست و معتقد بود همان طوری که پیامبر(ص) خود به استقامت و مقاومت مأمور بود، همراهانش را نیز مأمور به استقامت کرده بود.
استقامت ابزار انقلاب اسلامی
از آغاز مبارزه با رژیم پهلوی پیدا بود جز با پایداری و استقامت ملت و مبارزان در برابر اعمال ضداسلامی و انسانی رژیم، راهی برای رسیدن به پیروزی نهایی نخواهد بود. امامخمینی در همین زمینه بیش از هر کسی بر ضرورت ایجاد و تقویت روحیه مقاومت میان تمامی اقشار ملت تأکید میکرد و معتقد بود مقاومت دلیرانه در برابر رنجها و سختیها در راه پایداری انقلاب، یکی از نصرتهای الهی بود که پیروزی را نصیب ملت بیدفاع ایران کرد. در این راستا میتوان با بررسی اندیشه ایشان استقامت در راه انقلاب را در دو سطح بررسی کرد.
امامخمینی در یک بعد به استقامت مردم و ایجاد رابطهای میان افزایش ظلم و بیعدالتی و رشد نیروی مقاومت در ملتها اشاره و خاطرنشان کرده است هر اندازه بر میزان ظلم و ناملایمات افزوده شود، تحمل و قدرت استقامت در برابر آن نیز بیشتر خواهد شد. ایشان در دوران مبارزه، استقامت را در مفهوم انقلابی آن به کار میگرفت و با تجلیل از ایستادگی مردم و خارجنشدن از مسیر و هدف آنان را به پافشاری برخواستهها تا رسیدن به پیروزی با هر ابزار مدنیِ ممکن دعوت میکرد و در این راه بر پیروی از شیوه علمای بزرگ در مقاومت در برابر ظلم و بیعدالتی تأکید میکرد و نقش علما و روحانیان را در تقویت و رشد روحیه استقامت مردم در دفاع از حق بسیار مؤثر میدانست. ایشان ارزش انقلاب را به این میدید که ملت با دست خالی و بدون تجهیزات دفاعی در برابر قوای رژیم فداکارانه ایستادگی کنند. ایشان استقامت در راه دفاع از عقیده را یکی از شرایط اصلی براندازی حکومت طاغوتی و برقراری حکومت اسلامی میدانست و ایستادگی و پیروزی در این راه را با پیروی از حرکت انقلابی سیدالشهدا(ع) به عنوان الگویی برای همه ملل مظلوم جهان میسر میشمرد و یکی از دلایل اصلی تبلیغات دشمنان علیه دین را همین مقاومت مردمیِ نشئتگرفته از قرآن و روحانیت بیان میکرد.
امامخمینی در بعدی دیگر برخی گروهها را نیز به استقامت دعوت کرده بود. ایشان گرچه انقلاب را بر پایه فعالیتها و مبارزه انقلابیِ تمامی اقشار ملت پایهریزی کرده بود؛ اما با در نظر گرفتن نقش هدایتگرانه و مؤثر گروههای مبارز مذهبی و دانشگاهی همواره آنان را به استقامت در راه مبارزه با حکومت طاغوت دعوت میکرد. ایشان نگاه ویژهای به نقش روحانیت در تداوم و پیروزی انقلاب داشت و از روحانیان دعوت میکرد در اعتراض به برنامههای رژیم پهلوی، به مخالفت برخیزند و با تاسی از استقامت پیامبر(ص) در برابر آزار و اذیتها و همچنین سیره اهل بیت(ع) در ایستادگی در برابر ظلم، مدافع اسلام باشند.
امامخمینی در مناسبتهای گوناگون، ازجمله پس از حمله رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه، بر استقامت علما و روحانیان تأکید و آنان را به صبر در برابر مصایب دعوت میکرد و تسلیمنشدن در برابر حکومت پهلوی و مقاومت در برابر پیشنهاد سازش را عامل پایداری حوزههای علمیه میدانست و پس از تبعید نیز وقتی به حوزه علمیه نجف انتقال یافت (ببینید: تبعید امامخمینی) بارها بر لزوم صبر و پایداری حوزههای علوم دینی، عالمان و روحانیان، به عنوان حامیان اصلی اسلام تأکید میکرد تا در هنگام ناگواریها و ناملایمات دچار ناامیدی و سستی نشوند و همچنان در مسیر مبارزه با رژیم پهلوی و انحرافات آن استوار بایستند.
امامخمینی در کنار توجه به حوزه و حوزویان، در مسیر انقلاب همواره به دانشگاهیان نیز توجه میکرد. ایشان دانشگاهیان را به روشنگریِ توأم با حفظ آرامش در راه و اهداف انقلاب اسلامی دعوت میکرد و از آنان میخواست در این راه از خود شکیبایی و استقامت نشان دهند تا عدالت اسلامی و چهره واقعی اسلام را که عاملان استعمار نازیبا جلوه داده بودند به همگی معرفی کنند. ایشان همچنین استقامت زندانیان در بند رژیم پهلوی را در خور توجه و ستودنی میدانست و با تکریمِ شخصیتهای بزرگی مانند سیدمحمود طالقانی و سیدمحمدرضا سعیدی به جهت مبارزات پیگیرشان با ظلم و استبداد و دیکتاتوری، آنان را نمونههای بزرگ و بارز مجاهدان در راه حق و آرمانهای انقلاب اسلامی معرفی میکرد که شکنجههای بسیاری را در زندان رژیم پهلوی تحمل کردند؛ ولی هیچگاه در راه جهاد سستی به خود راه ندادند. (ببینید: شکنجه)
نقش استقامت پس از پیروزی انقلاب
پس از تمامی انقلابها همواره رسیدن به ثبات سیاسی و امنیت داخلی چالش اصلی فراروی انقلابیان بوده است. در انقلاب اسلامی ایران نیز این امر دغدغه اصلی بسیاری از رهبران انقلاب بود؛ ولی امامخمینی، رهبر سیاسی و معنوی انقلاب، قدرت الهی را یکی از امتیازهای انقلاب اسلامی بر دیگر انقلابها دانست و استقامت و مقاومت ملیِ برآمده از اعتقاد مردم ایران به اسلام در مقابل ناملایمات و مشکلات را در تمامی سطوح، راهکاری مؤثر برای عبور از بحرانها معرفی کرد. با مراجعه به آرای ایشان میتوان این راهکار را در سطوح مختلف از یکدیگر باز شناخت. ایشان در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی-اجتماعی و اقتصادی به مسئله استقامت اشاره کرده است:
بعد سیاسی
امامخمینی موفقیتها در صحنه سیاسی را رهین همت مردم و استقامت رزمندگان میدانست و معتقد بود با استقامت و پایداری میتوان بزرگترین قدرتهای استکباری را شکست داد. ایشان همواره با تأکید بر تداوم خطر دسیسههای کشورها و دولتهای استعمار، حفظ انقلاب را در گرو وحدت و مقاومت میخواند و مقاومت و پایداریِ خستگیناپذیر مردم در برابر ناملایمات و تعرضات مخالفان را ضروری میدانست. ایشان در همین راستا با اشاره به تداوم توطئههای عناصر خائن وابسته به رژیم پهلوی در ایجاد شایعهپراکنی و جو نامناسب در شرایطی که حکومت اسلامی هنوز بهطور کامل تثبیت نشده بود، بر ایستادگی مقابل نقشههای دشمنان تأکید میکرد و ضمن هشدار به مردم برای مقاومت در مقابل دسیسهها اعتقاد داشت برای به دست آوردن استقلال و آزادی، ملت در آزمونها و سختیهای زیادی قرار خواهند گرفت.
امامخمینی بر این باور بود که باید در برابر تبلیغات دشمنان و سختیهای وظایفی که در نظام جمهوری اسلامی بر عهده افراد آمده مقاومت کرد و برای رسیدن به پیروزی شکیبا بود. ایشان با تأکید بر وحدت و پرورش روحیه ایستادگی در میان ملت و مسئولان از آنان میخواست با هوشیاری در برابر برنامههای قدرتهای بیگانه که با هدف ضربهزدن به نظام اسلامی انجام میشوند، مقاومت کنند. ایشان همان گونه که بر حمایت مردم از ارکان و مسئولان کشور بهویژه دولت که با وجود تمام دشواریها در برابر قدرتهای شرق و غرب ایستادگی کرده است، تأکید میکرد، قوای سهگانه را از هر گونه احساس ضعف در اداره امور کشور برحذر میداشت و به استقامت در عمل به وظیفه و رفع لغزشهای احتمالی، استقامت در مقابله با استکبار و پایداری در مقابل انحرافات سیاسی توصیه میکرد و از مسئولان میخواست تا با همراهی ملت، خطر قدرتها و نقشههای آنان را دفع کنند.
از سوی دیگر، امامخمینی با توجه به پیروزی ملت ایران در برابر حکومت استبدادی پهلوی و دولتهای استکباری حامی آن، امت اسلامی را به ایجاد و تقویت روحیه مقاومت در میان جوامع خود دعوت میکرد. ایشان باور داشت بینش صحیح و استقامت در برابر تبلیغات سوء دشمنان اسلام که در واقع هدفی جز ایجاد اختلاف میان ملتهای اسلامی و تضعیف روحیه مقاومت در میان آنان ندارند، باعث شکست دشمنان اسلام خواهد شد. ایشان ضمن یادآوری این نکته که همواره در طول تاریخ استعمارگران برای سرکوبی نیروهایی که در برابر منافع آنان مقاومت نشان میدادند، تلاش فراوان کردهاند، بر نقش رهبران و دانشمندان اسلامی در تربیت ملتها به داشتن روحیه مقاومت و پایداری با تاسی از پیامبر اکرم(ص) تأکید فراوان میکرد. (ببینید: وحدت، و استکبار)
بعد اقتصادی
امامخمینی معتقد بود استقامت در برابر مشکلات اقتصادی سبب میشود ملت از ننگ وابستگیهای پیوسته به قدرتهای استکباری نجات یابند. ایشان شجاعت و استقامت مردم ایران در این زمینه را شایسته قدردانی و حل مشکلات اقتصادی را نیازمند حمایت و مقاومت ملت میدانست و در این راستا زندگی ساده و غیر اشرافی مسئولان و روحانیان را الگویی برای ملت معرفی میکرد. (ببینید: سادهزیستی، و اشرافیت) ایشان شرایط اقتصادی زمان جنگ تحمیلی را سخت میشمرد و همت و پایداری مردم بهویژه محرومان را در همه عرصهها، موجب آسانشدن همه مشکلات و تحمل محاصره اقتصادی میدانست.
بعد فرهنگی و اجتماعی
امامخمینی معتقد بود باید با پایمردی در بحث آموزش و تربیت الهی، به اصلاح نسل آینده همت گمارد. ایشان مراکز دانشگاهی پس از انقلاب را محلی برای تربیت انسانی و ایجاد استقامت عمومی برای رسیدن به اهداف انقلاب معرفی و دانشجویان را به استقامت و پایداری در راه نهضت که راه انبیاست توصیه میکرد. به باور ایشان استقامت وقتی باارزش است که در راه خدا و برای رسیدن به هدفی متعالی باشد؛ بنابراین همگان باید در مقابل توطئههای دامنهدار دشمنان در بعد فرهنگی، استقامت داشته باشند؛ زیرا راه و وظیفه اصلی در دفاع از اسلام، مقاومت در مقابل هجمه فرهنگی دشمنان است که همواره در تلاشاند با نشر فرهنگ مبتذلِ خود، اسلام را از بین ببرند.
استقامت در جنگ تحمیلی
به اعتقاد امامخمینی یکی از کارهای بزرگ ملت ایران، استقامت در برابر کاستیهای ناشی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و مقاومت در برابر ناملایمات این برهه بود. ایشان با اشاره به تبلیغات گروههای ضدانقلاب مبنی بر ضعف و عدم توان نظامی کشور در برابر دشمن، استقامت در این راه را خنثیکننده این تبلیغات دروغین میدانست. ایشان ضمن قدردانی از پایداری و پایمردی خانوادههای شهدا، اسرا، جانبازان و مفقودین و بنیان مرصوص خواندن آنان، ملت ایران را مدیون آنان میدانست و دلاوریها و فداکاریهای شهیدان را عامل شکست مفتضحانه جبهه کفر و دستیاران آنان و عامل استقامت کشور در مقابل مشکلات معرفی میکرد. (ببینید: جنگ تحمیلی، و شهدا) ایشان همچنین از مقاومت زنان ایثارگر چه در زمان مبارزه و چه در زمان جنگ قدردانی کرد و مقاومت آنان را در برابر استعمار و استکبار و استبداد بینظیر میخواند.
امامخمینی عامل اصلی بالابردن توان و استقامت نیروهای نظامی را بازسازی معنوی و اعتقادی میدانست که نیروهای مسلح آن را در میدانهای نبرد و دفاع مقدس به دست آوردهاند. ایشان در دوران دفاع مقدس از تمامی اقشار ملت و نیروهای مسلح خواست در برابر هجمه قدرتهای بزرگ استقامت کنند که پیروزی پس از استقامت خواهد آمد. ایشان استقامت ملت ایران با توجه به کمبود نیروها و تجهیزات، در برابر تمامی قدرتهای مستکبرِ دنیا در جنگ تحمیلی را نشاندهنده تأثیر مقاومت اهل بیت(ع) بر بینش مردم میدانست و معتقد بود همچون آن بزرگواران، زمانی باید با اسلحه و زمانی دیگر باید با تبلیغات به نبرد با مستکبران رفت. ایشان به عنوان نمونه روحیه مقاومت و استقامت مردم خوزستان، بهخصوص دزفول را در مقابل بمبارانهای مداوم رژیم بعث ستودنی میدانست و به مسئولان بهویژه ائمه جمعه و روحانیان سفارش میکرد مردمِ تمامیِ مناطق کشور را به استقامت در برابر مشکلاتِ جنگ دعوت کنند تا مبادا سستی و روحیه یاس در آنان پدیدار شود. ایشان استقامت نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه و بسیج را در جنگ مورد تاییدات الهی میدانست.
پانویس
- زبیدی، تاج العروس، ۱۷/۵۹۲.
- ابناثیر، النهایه، ۴/۱۲۵.
- دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۲/۱۸۳۹.
- انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱/۳۸۴–۳۸۵.
- امامخمینی، حدیث جنود، ۴۱۲؛ فلاح، صبر و استقامت، ۳۵–۳۷.
- یونس ۸۹؛ فصلت، ۶.
- مائده، ۱؛ نحل، ۹۱؛ اسراء، ۳۴.
- رعد، ۲۲؛ نحل، ۴۲.
- انعام، ۳۴.
- یونس، ۱۰ و ۸۹.
- طباطبایی، المیزان، ۱۱/۴۸.
- هود، ۱۱۲.
- انفال، ۶۵؛ طباطبایی، المیزان، ۹/۱۲۲–۱۲۳.
- بقره، ۲۵۰.
- نهج البلاغه، ۷۹، ۵۱۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۳/۴۶۴.
- هود، ۱۱۲.
- امامخمینی، صحیفه، ۷/۴۹۳؛ ۹/۴۷۹ و ۱۶/۴۹.
- فیض کاشانی، علم الیقین، ۲/۱۱۸۳.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۶/۳۰۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۰/۲۱۷ و ۱۲/۳۸۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۳/۱۱۰–۱۱۱.
- امامخمینی، صحیفه، ۳/۴۰۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۵/۵۵۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۳/۴۶۱.
- امامخمینی، صحیفه، ۳/۵۰۴ و ۶/۲۳۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۴/۴۳۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۵/۱۵۳ و ۱۶۲.
- امامخمینی، صحیفه، ۴/۲۱۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۱/۹۳ و ۱۵۱.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۶/۳۰۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۱/۱۶۳، ۱۶۴ و ۱۵۸.
- امامخمینی، صحیفه، ۱/۱۶۶.
- امامخمینی، صحیفه، ۱/۲۱۴–۲۱۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۲/۵۹ و ۷۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۲/۱۳۱، ۱۳۵، ۱۳۶، ۱۶۹ و ۱۷۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۳/۱۱۱.
- امامخمینی، صحیفه، ۶/۲۴.
- امامخمینی، صحیفه، ۹/۴۸۶ و ۱۰/۴۹۴–۴۹۵.
- تیلی، از بسیج تا انقلاب، ۳۱۳–۳۱۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۹/۴۰۸ و ۱۲/۱۶.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۰/۳۲.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۱/۳۱۶.
- امامخمینی، صحیفه، ۶/۴۹۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۷/۹.
- امامخمینی، صحیفه، ۶/۲۵۲ و ۷/۴۹۴.
- امامخمینی، صحیفه، ۷/۴۹۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۲/۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۳/۴۶۲–۴۶۳.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۳/۴۶۶.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۶/۴۴۶–۴۴۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۸/۳۴۱ و ۲۰/۳۶۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۱۵۷؛ ذاکری، ۶۵–۶۶.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۱/۵۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۸/۴۶۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۴۵۸–۴۵۹.
- امامخمینی، صحیفه، ۷/۹۷، ۱۰۰ و ۱۹۸.
- امامخمینی، صحیفه، ۹/۷۷–۷۸.
- امامخمینی، صحیفه، ۷/۲۴۴–۲۴۵، ۲۵۵ و ۴۹۳–۴۹۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۱/۴۳۳.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۱/۸۶.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۶/۲۷۴.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۷/۴۱۱.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۷/۴۹۳.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۷/۴۲۵ و ۴۷۳–۴۷۴.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۳/۵۱۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۹/۳ و ۱۲/۴۹۶.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۴/۱.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۷/۱۷۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۰/۴۴۱.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۱/۳۲۵–۳۲۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۳/۴۶۴.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۸/۴۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۳/۲۵۰–۲۵۱؛ جزایری، غلبه بر دشمن، ۳۲۴–۳۲۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۷/۹۵ و ۲۰/۱۹۷.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۴/۷۹–۸۰.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۶/۱۹۴.
- امامخمینی، صحیفه، ۲۱/۳۵۸–۳۵۹.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۱۹۵.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۶/۸۷–۸۸.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۶/۱۱ و ۱۷/۴۱۲.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۳.
- امامخمینی، صحیفه، ۱۸/۴۳۹.
منابع
- قرآن کریم.
- ابناثیر، مبارکبنمحمد، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، تصحیح محمود محمد طناحی، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۳۶۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
- تیلی، چارلز، از بسیج تا انقلاب، ترجمه علی مرشدیزاد، تهران، پژوهشکده امامخمینی و انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- جزایری، محمود، غلبه بر دشمن، تهران، انتشارات سپاه، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
- ذاکری، علیاکبر، اخلاق مسئولان نظام اسلامی، قم، عروج، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
- زبیدی، سیدمحمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، تصحیح علی هلالی و علی شیری، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- فلاح بابلی، حسن، صبر و استقامت دو پشتوانه انقلاب، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۵ش.
- فیض کاشانی، ملامحسن، علم الیقین فی اصول الدین، تحقیق محسن بیدارفر، قم، بیدار، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- نهج البلاغه، ترجمه سیدجمالالدین دینپرور، تهران، بنیاد نهج البلاغه، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.