انتفاضه
انتفاضه (به عربی: الانتفاضة، به معنای "جنبش" یا "بیداری") به دو خیزش بزرگ مردمی فلسطینیان علیه اشغالگری و جنایات اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی اشاره دارد. این خیزشها نقطه عطفی در منازعه فلسطین-اسرائیل به شمار میروند و نقش تعیینکنندهای در زنده نگهداشتن آرمان فلسطین در سطح ملی و بینالمللی ایفا کردهاند .
ریشهشناسی و تعریف
واژه "انتفاضه" ریشه عربی دارد و از فعل "نَفَضَ" به معنای تکان دادن، برخاستن، غبارروبی و قیام علیه رخوت و سکون گرفته شده است . این واژه در مفهوم سیاسی خود، به حرکتی خودجوش، مردمی و اعتراضی اطلاق میشود که با هدف مقاومت در برابر اشغالگری و ظلم صورت میگیرد .
اگرچه در تاریخ معاصر فلسطین، خیزشهایی در سالهای ۱۹۲۱، ۱۹۳۲ و ۱۹۳۹ نیز رخ داده بود، اما هیچیک به گستردگی و پایداری انتفاضههای اواخر قرن بیستم نبوده است .
پیشزمینه
پس از جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل و اشغال کرانه باختری، نوار غزه، شرق بیتالمقدس و سایر مناطق توسط اسرائیل، فلسطینیان تحت یک نظام اشغالگری نظامی قرار گرفتند . در سالهای منتهی به انتفاضه، سرخوردگی فلسطینیان از اشغال طولانیمدت به اوج خود رسید. این نارضایتی ریشه در عوامل متعددی داشت:
- سرکوب و تحقیر روزمره: بازداشتهای گسترده، شکنجه، مصادره زمینها، تخریب منازل، اعمال مجازاتهای دستهجمعی و شهرکسازی
- بحران اقتصادی و بیکاری گسترده: با وجود اینکه بیش از ۴۰ درصد نیروی کار فلسطینی در اسرائیل مشغول به کار بودند، اما شرایط اقتصادی رو به وخامت بود
- ناامیدی از دولتهای عرب: کنفرانس سران عرب در نوامبر ۱۹۸۷ در امان برای اولین بار مسئله فلسطین را تحتالشعاع جنگ ایران و عراق قرار داد
- ناتوانی گروههای نظامی و سیاسی سنتی: سازمانهای چریکی و ساف در نجات فلسطین ناکام مانده بودند
انتفاضه اول (انتفاضه سنگ)
آغاز و علت فوری
انتفاضه اول در ۹ دسامبر ۱۹۸۷ در اردوگاه جبالیا در نوار غزه آغاز شد . آتش این خیزش، روز پیش از آن، هنگامی شعلهور شد که یک کامیون اسرائیلی با خودروهای حامل کارگران فلسطینی در گذرگاه ارز برخورد کرد و چهار فلسطینی را به کام مرگ فرستاد . فلسطینیان این حادثه را اقدامی تلافیجویانه در پاسخ به کشته شدن یک اسرائیلی در غزه چند روز پیش از آن دانستند .
ماهیت و ویژگیها
انتفاضه اول عمدتاً ماهیتی مردمی، خودجوش و غیرنظامی داشت . ویژگیهای برجسته این خیزش عبارت بودند از:
- نبرد با سنگ: نوجوانان و جوانان فلسطینی با استفاده از سنگ به مصاف نیروهای مسلح اسرائیلی میرفتند
- اعتراضات خیابانی و تظاهرات گسترده
- نافرمانی مدنی: شامل اعتصابات تجاری، پرداخت نکردن مالیات به اسرائیل, تحریم کالاهای اسرائیلی
- کمیتههای مردمی محلی: سازماندهی فعالیتها توسط گروههای خودجوش مردمی در سرزمینهای اشغالی
واکنش اسرائیل و تلفات
اسرائیل حدود ۸۰ هزار سرباز را برای مقابله با انتفاضه به کار گرفت . ییگال رابین، وزیر دفاع وقت، دستور معروف "شکستن استخوانهای معترضان" را صادر کرد . سازمان عفو بینالملل و دیگر نهادهای بینالمللی استفاده اسرائیل از مهمات جنگی علیه تظاهرکنندگان را محکوم کردند .
در طول شش سال انتفاضه اول (۱۹۸۷-۱۹۹۳):
- دستکم ۱۰۸۷ فلسطینی توسط ارتش اسرائیل کشته شدند که ۲۴۰ نفر از آنها کودک بودند
- حدود ۱۰۰ هزار فلسطینی مجروح شدند
- ۱۰۰ غیرنظامی و ۶۰ سرباز اسرائیلی نیز کشته شدند
انتفاضه دوم (انتفاضه الاقصی)
علت فوری و آغاز
انتفاضه دوم در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ آغاز شد . علت ابتدایی آن، ورود تحریکآمیز آریل شارون، رهبر وقت اپوزیسیون اسرائیل، به صحن مسجدالاقصی در قدس شرقی، تحت حفاظت هزاران نظامی اسرائیلی بود . این اقدام که با هدف نمایش حاکمیت اسرائیل بر اماکن مقدس اسلامی انجام شد، خشم فلسطینیان را برانگیخت .
زمینهها
عوامل متعددی زمینهساز این انتفاضه بودند:
- شکست مذاکرات کمپ دیوید در ژوئیه ۲۰۰۰ و بنبست در روند صلح
- تداوم شهرکسازی اسرائیل در اراضی اشغالی
- سرخوردگی فزاینده فلسطینیان از روند اسلو و وعدههای تحققنیافته
ماهیت و ویژگیها
انتفاضه دوم در مقایسه با انتفاضه اول، ماهیت نظامیتری یافت و شامل عملیاتهای شهادتطلبانه در داخل اسرائیل بود. ارتش اسرائیل با استفاده گسترده از تانک، هواپیما و عملیاتهای ترور، به سرکوب این خیزش پرداخت .

رخدادهای مهم این دوره:
- کشته شدن محمد الدره در آغوش پدرش که تصاویر آن طنین جهانی یافت
- عملیات دیوار دفاعی در سال ۲۰۰۲ و اشغال مجدد شهرهای کرانه باختری
- احداث دیوار حائل در کرانه باختری
- ترور رهبران فلسطینی از جمله شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز رنتیسی
تلفات انتفاضه دوم تا سال ۲۰۰۵:
- حدود ۴۴۰۰ فلسطینی شهید و ۴۸ هزار نفر زخمی شدند
- حدود ۱۰۰۰ اسرائیلی نیز کشته شدند
تأثیر انتفاضه بر زنده نگهداشتن آرمان فلسطین
۱. جهانیسازی آرمان فلسطین
انتفاضهها توانستند مسئله فلسطین را که پس از جنگ ۱۹۶۷ تا حدودی از دستور کار بینالمللی خارج شده بود، دوباره به صدر اخبار جهانی بازگردانند . حضور گسترده خبرنگاران خارجی و تصاویر درگیری نوجوانان سنگبهدست با نظامیان مسلح، همدردی افکار عمومی جهان را برانگیخت و چهره اشغالگر را در برابر مقاومت مظلومانه به تصویر کشید .
۲. تغییر گفتمان سیاسی
انتفاضهها باعث تغییر گفتمان سیاسی در مورد فلسطین شدند:
- سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) را وادار کرد تا از آرمانهای پانعربیستی به سمت راهحل دو کشوری حرکت کند
- منجر به شناسایی متقابل اسرائیل و ساف در سال ۱۹۹۳ و امضای توافقنامه اسلو شد
- فلسطین را از "مسئله آوارگان" به "ملتی در جستجوی کشور مستقل" تبدیل کرد
۳. شکلدهی به هویت ملی
انتفاضه اول، نسلی جدید از فلسطینیان را پرورش داد که هویت خود را نه در انتظار برای نجات از بیرون، بلکه در مقاومت فعال میجستند. دکتر فتحی شقاقی، دبیر کل شهید جهاد اسلامی، این خیزش را "انتفاضه انقلاب" نامید، چرا که معتقد بود این حرکت فراتر از یک اعتراض ساده، یک انقلاب تمامعیار بود .
۴. نسلسازی مقاومت
انتفاضهها ثابت کردند که مقاومت فلسطین وابسته به رهبران خاص یا سازمانهای بیرونی نیست . کمیتههای مردمی محلی در انتفاضه اول نشان دادند که جامعه فلسطین توانایی خودسازماندهی برای مقاومت را دارد .
۵. شکستن تابآوری اسرائیل
برای اولین بار، انتفاضه امنیت فردی اسرائیلیها را به چالش کشید و هزینه اشغالگری را برای جامعه اسرائیل ملموس ساخت . تحلیلگر نظامی اسرائیلی، زئیف شیف، اعتراف کرد: "ما در نوار غزه، رو در روی فلسطینیان میایستیم، اما مبادا خویشتن را فریب دهیم. گدازههای سوزانی در عمق ناپیدای نوار غزه وجود دارد که عامل اصلی انتفاضه است" .
۶. تأثیر بر اقتصاد و مهاجرت
انتفاضه سه رکن اساسی موجودیت رژیم صهیونیستی یعنی مهاجرت، امنیت و اقتصاد را با چالش جدی مواجه کرد . موج معکوس مهاجرت از اسرائیل در سالهای انتفاضه دوم، یکی از شاخصهای تأثیرگذاری این خیزشها بود.
واکنش دنیای عرب: میان تکلیف و محافظهکاری
۱. سطح مردمی: طوفانی از خشم و همبستگی
در هر دو انتفاضه، به ویژه در انتفاضه دوم، خیابانهای کشورهای عربی و اسلامی صحنه تظاهرات گسترده و پرشوری بود.
- قیام مردمی: تصاویر پخششده از درگیری نوجوانان فلسطینی با ارتش اسرائیل، خشم و همدردی عمیقی را در میان تودههای مردم برانگیخت. در قاهره، امان، دمشق و دیگر شهرها، هزاران نفر به خیابانها آمدند و خواستار اقدام قاطع دولتهای خود و قطع کامل روابط با اسرائیل شدند .
- الهامبخشی به نسلها: به باور بسیاری از تحلیلگران، روحیه مقاومت و نافرمانی مدنی که در انتفاضه اول تجلی یافت، نه تنها آرمان فلسطین را زنده نگه داشت، بلکه به منبع الهامی برای جنبشهای اعتراضی بعدی در منطقه، از جمله بهار عربی در سال ۲۰۱۱ تبدیل شد. میدان تحریر قاهره را میتوان ادامهدهنده راهی دانست که در اردوگاههای فلسطین آغاز شده بود .
۲. سطح رسمی: محاسبات سیاسی در برابر فشار عمومی
در نقطه مقابل خیابانهای پرشور، دولتهای عربی رویکردی بسیار محتاطانهتر و بعضاً ریاکارانه در پیش گرفتند.
- نگرانی از سرایت اعتراضات: دولتهایی مانند مصر، اردن و سوریه که دارای جمعیت قابل توجه فلسطینی یا همدل با فلسطین بودند، در درجه اول نگران سرایت نافرمانی مدنی و اعتراضات به داخل کشور خود بودند. آنها از اینکه انتفاضه به جنبشهای اپوزیسیون داخلی آنها برای به چالش کشیدن حکومتها مشروعیت ببخشد، واهمه داشتند .
- کمکهای مالی محدود: در اجلاس سران عرب در اکتبر ۲۰۰۰، یک صندوق یک میلیارد دلاری برای حمایت از فلسطینیان تصویب شد، اما گزارشها حاکی از آن بود که تنها بخش کوچکی از آن به صورت عملی پرداخت شد که نشاندهنده شکاف میان شعار و عمل بود .
- سیاست خارجی محتاطانه: واکنش دیپلماتیک کشورها نیز یکسان نبود:
- خط قرمز مصر و اردن: این دو کشور که با اسرائیل پیمان صلح داشتند، ضمن فراخواندن سفرای خود از تلآویو و محکوم کردن اسرائیل، از قطع کامل روابط دیپلماتیک خودداری کردند. این اقدام آنها با انتقاد شدید افکار عمومی عرب مواجه شد .
- قطع ارتباط نمادین: کشورهایی مانند مراکش، تونس، قطر و عمان که روابط سطح پایینی با اسرائیل داشتند، این دفاتر را تعطیل کردند که بیشتر اقدامی نمادین در پاسخ به خشم عمومی بود تا یک تغییر استراتژیک بزرگ .
- استراتژی "سرریز" عرفات: یاسر عرفات، رهبر فلسطینیان، به دنبال آن بود که با شدت گرفتن انتفاضه دوم، موجی از خشم را به کشورهای عربی "سرریز" کند و دولتهای عربی را تحت فشار افکار عمومی وادار به واکنشی فراتر از محکومیت زبانی کند. با این حال، این استراتژی عمدتاً با شکست مواجه شد و دولتهای عربی از کشانده شدن به یک درگیری تمامعیار با اسرائیل خودداری کردند .
پیامدهای بلندمدت: تغییر در معادلات منطقهای
انتفاضهها، به ویژه انتفاضه دوم، تأثیرات عمیق و بلندمدتی بر جایگاه جهان عرب و اسلام در قبال مسئله فلسطین گذاشت.
- بازگشت به دستور کار بینالمللی: مهمترین دستاورد انتفاضه اول این بود که پس از سالها بنبست دیپلماتیک و بایکوت مسئله فلسطین در نشستهای عربی (مثل نشست امان در نوامبر ۱۹۸۷)، این خیزش مردمی توانست فلسطین را بار دیگر به صدر اخبار و اولویتهای بینالمللی بازگرداند .
- افزایش انزوای منطقهای اسرائیل: در کوتاه مدت، انتفاضه دوم به انزوای دیپلماتیک اسرائیل در منطقه دامن زد. با این حال، در بلندمدت، برخی تحلیلگران معتقدند که خشونت انتفاضه دوم و به حاشیه رانده شدن روند صلح، به تدریج باعث شد افکار عمومی عرب (و حتی برخی دولتها) از رویکرد سنتی خود فاصله گرفته و زمینه برای پیمانهای عادیسازی روابط (مانند پیمان ابراهیم) در سالهای بعد فراهم شود، چرا که کشورهای عربی به این نتیجه رسیدند که حل مسئله فلسطین نباید پیششرط همکاری با اسرائیل باشد .
در یک کلام، انتفاضهها جهان عرب و اسلام را در موقعیتی دشوار قرار داد: از یک سو، آرمان فلسطین را زنده و پویا نگه داشت و وجدان جمعی مسلمانان و اعراب را بیدار کرد، و از سوی دیگر، دوگانگی میان خواست عمومی و محاسبات سیاسی دولتها را آشکارتر ساخت. میراث ماندگار آن، الهامبخشی به نسلهای آینده در سراسر منطقه برای مطالبه آزادی و کرامت بود .
واکنش افکار عمومی و دولتهای غربی
واکنش دولتهای غربی: محافظهکاری و حمایت از اسرائیل
مواضع دولتهای غربی در قبال انتفاضهها و به طور کلی منازعه فلسطین، عمدتاً تحت تأثیر ملاحظات ژئوپلیتیکی و اتحاد استراتژیک با اسرائیل بوده است.
رویکرد کلی دولتها محتاطانه، با محکومیتهای لفظی از خشونت، اما مخالفت با تحریمهای مؤثر علیه اسرائیل. تمرکز بر "روند صلح" بدون فشار بر اشغالگری.محکوم کردن شدید عملیاتهای فلسطینی به عنوان "تروریسم" و به رسمیت شناختن حق اسرائیل برای "دفاع از خود". حمایت دیپلماتیک قوی از اسرائیل در سازمان ملل بوده است.
در این بین ایالات متحده با استفاده مکرر از حق وتو در شورای امنیت علیه قطعنامههای محکومکننده اسرائیل ، معامله گری در مذاکرات صلح با حفظ برتری اسرائیل و حمایت همهجانبه مالی، نظامی و دیپلماتیک از اسرائیل در سرکوب انتفاضه بیشترین حمایت را از جنایات جنگی اسرائیل نمود. معرفی اسرائیل به عنوان قربانی "ترور" و مشروعیتبخشی به اقدامات نظامیاش نیز از دیگر حمایت های از رژیم اسرائیل بود.
کشورهای اروپایی نیز در تضاد آشکار با شعارهای حقوق بشریشان مخالفت با تحریمهای علیه اسرائیل مقابله می کردند و همسو با مواضع آمریکا در محکومیت فلسطینیان هیچگونه فشار سیاسی بر اسرائیل اعمال نکردند.
واکنش افکار عمومی غربی: همدلی محدود و تأثیر رسانهها
افکار عمومی غربی نیز تحت تأثیر شدید نحوه بازتاب وقایع در رسانههای جریان اصلی قرار داشته است.
- تأثیرپذیری از رسانهها: تصاویر و روایتهای رسانهای نقش کلیدی در شکلدهی به افکار عمومی داشت. در حالی که برخی تصاویر از سوی فلسطینیان همدلی برمیانگیخت، چارچوببندی غالب رسانهها اغلب خشونت فلسطینیان را برجسته و زمینه اشغالگری را کمرنگ میکرد .
- همدلی محدود و رو به رشد: در دوران انتفاضه دوم، با وجود پوشش خبری گستردهتر از کشتهشدگان فلسطینی، همدلی عمومی در غرب با اسرائیل همچنان قویتر بود. با این حال، با گذشت زمان و ظهور رسانههای جایگزین، به تدریج صداهای منتقد و همدل با فلسطینیان در میان بخشهایی از جامعه مدنی و دانشگاهیان غرب پررنگتر شد .
- جنبشهای همبستگی: در سالهای اخیر، به ویژه پس از جنگهای غزه، جنبشهای همبستگی با فلسطین در دانشگاهها و شهرهای غربی رشد چشمگیری یافتهاند. شعار "جهانیسازی انتفاضه" که گاه در این جنبشها شنیده میشود، از سوی منتقدان اسرائیل به عنوان نماد مقاومت و از سوی حامیانش به عنوان دعوت به خشونت تفسیر میشود .
استاندارد دوگانه در حمایت از فلسطین
مفهوم "استاندارد دوگانه" به این معناست که قدرتهای غربی اصول مشابه حقوق بشری را در شرایط مشابه، به طور یکسان اعمال نمیکنند و این تفاوت رفتاری عمدتاً بر اساس منافع ژئوپلیتیکی و نه التزام به اصول شکل میگیرد. در مورد فلسطین، این دوگانگی در ابعاد مختلفی خود را نشان داده است.
دوگانگی در زبان و روایترسانی
یکسان نبودن زبانی که برای توصیف رویدادهای مشابه در فلسطین و دیگر نقاط جهان به کار میرود، بارزترین مصداق این استاندارد دوگانه است .
- درگیری فلسطین: مقاومت فلسطینیان "تروریسم" نامیده میشود. تلفات غیرنظامیان فلسطینی اغلب "تلفات جانبی" یا "قربانیان درگیری" توصیف میشود. عملیات نظامی اسرائیل "دفاع از خود" یا "اقدام ضدتروریستی" خوانده میشود.
- جنگ اوکراین: مقاومت اوکراینیها در برابر تهاجم روسیه "قهرمانی" و "دفاع از میهن" توصیف میشود. تلفات غیرنظامیان اوکراینی با آب و تاب فراوان پوشش داده شده و به عنوان جنایت جنگی محکوم میشود. اخراج شهروندان اوکراینی از روسیه "تبعید اجباری" و جنایت جنگی نامیده میشود .
این دوگانگی زبانی، به مخاطب غربی این پیام را میدهد که خشونت در اروپا غیرقابل قبول و "وحشیانه" است، اما در خاورمیانه امری عادی و حتی گاهی قابل توجیه است.
دوگانگی در اقدام عملی و دیپلماتیک
در سطح اقدام، این دوگانگی بسیار ملموستر است.
- حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل: دولتهای غربی، به ویژه آمریکا، همواره از اسرائیل در برابر قطعنامههای بینالمللی با استفاده از حق وتو در شورای امنیت حمایت کردهاند . این حمایت حتی زمانی که گزارشهای معتبر بینالمللی از نقض قوانین بشردوستانه توسط اسرائیل خبر میدادند، ادامه یافته است .
- فشار بر دیگر کشورها: در مقابل، کشورهای دیگر (مانند روسیه) در شرایط مشابه یا حتی با اتهامات کمرنگتر، با تحریمهای شدید، انزوای دیپلماتیک و پیگردهای بینالمللی مواجه میشوند . برای مثال، غرب پناهندگان اوکراینی را با آغوش باز پذیرفت، اما در قبال پناهندگان فلسطینی دههها بیعملی و کمکاری نشان داده است .
دوگانگی در برخورد با اصول دموکراسی
دولتهای غربی مدعی حمایت از دموکراسی هستند، اما این اصل در مورد فلسطین نادیده گرفته شده است. بارزترین مثال، نتایج انتخابات ۲۰۰۶ فلسطین است که منجر به پیروزی حماس شد. غرب به جای احترام به رأی مردم، این نتیجه را نپذیرفت و محاصره غزه را تشدید کرد. این اقدام به وضوح نشان داد که "دموکراسی" تا زمانی پذیرفته است که به نفع غرب باشد .
نقش رسانهها در تثبیت استاندارد دوگانه
رسانههای جریان اصلی غربی نقش کلیدی در بازتولید این استاندارد دوگانه ایفا کردهاند .
- کمنمایی از رنج فلسطینیان: گزارشها نشان میدهد که مرگ فلسطینیان در رسانههای غربی با برجستگی و احساسات کمتری نسبت به مرگ اسرائیلیها یا اوکراینیها پوشش داده میشود . این پدیده که "سلسله مراتب تمدنی" در پوشش خبری نامیده میشود، به طور ناخودآگاه این پیام را منتقل میکند که جان یک اروپایی ارزش خبری بیشتری دارد .
- قاببندی جانبدارانه: رسانهها با استفاده از القابی مانند "رادیکال"، "اسلامگرا" یا "وابسته به حماس" برای فلسطینیان، زمینه را برای مشروعیتزدایی از مبارزه آنان فراهم میکنند. در مقابل، اقدامات اسرائیل با زبانی فنی و بوروکراتیک مانند "اقدامات امنیتی" توصیف میشود که بار اخلاقی آن را کاهش میدهد .
پیامدهای استاندارد دوگانه
استاندارد دوگانه غرب در قبال آرمان فلسطین، پیامدهای عمیق و بلندمدتی داشته است:
- تضعیف حقوق بینالملل: با حمایت از اسرائیل در برابر قطعنامهها و مکانیسمهای بینالمللی، اعتبار و کارآمدی حقوق بینالملل و نهادهایی مانند سازمان ملل به شدت خدشهدار شده است .
- بیداری جنوب جهانی: این دوگانگی، خیزش "جنوب جهانی" را در پی داشته است. کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین به طور فزایندهای استاندارد دوگانه غرب را به چالش میکشند و خواستار نظم بینالمللی عادلانهتری هستند. اقدام آفریقای جنوبی در ارجاع جنایات اسرائیل به دیوان بینالمللی دادگستری، نماد این بیداری است .
- افزایش بیاعتمادی: در سطح افکار عمومی جهان، به ویژه در میان نسل جدید، این سیاستها باعث افزایش بیاعتمادی به شعارهای حقوق بشری غرب و همدلی فزاینده با ملت فلسطین شده است .
منابع
- - ویکیپدیای انگلیسی، First Intifada
- - ویکیپدیای فارسی، انتفاضه دوم
- - حوزهنت، فلسطین، انتفاضه و انقلاب اسلامی ایران
- - موسسه درک خاورمیانه (IMEU)، Explainer: The First Intifada
- - ویکیپدیای انگلیسی، Second Intifada
- - قدسنا، تاثیر انتفاضه بر رژیم صهیونیستی
- - whoisimammahdi، بررسی تأثیر وقایع تاریخی پس از روز نکبت بر مقاومت فلسطین
- - پژوهشهای فلسطین، بررسی تاثیر انتفاضه ملت فلسطین بر رژیم صهیونیستی
- - الجزیره، الانتفاضة الثانیة.. ثورة فلسطینیة شاملة